Persuasive Technology

چگونه فناوری با استفاده از طراحی، رفتار من را تحت تأثیر قرار میدهد؟
رقابت برای کسب سود از توجه، شرکتها را تشویق میکند تا تکنیکهای فریبندهتر و جذابتری توسعه دهند—اعلانها، نشانههای اجتماعی، فیدهای شخصیسازیشده و موارد دیگر — تا شما را بازگردانند و رفتار شما را زیر نظر بگیرند تا بتوانند شما را تا حد امکان تحلیل کنند.
- فناوری اقناعی چیست.
- چرا ما نسبت به آن آسیبپذیریم.
- چگونه ویژگیهای طراحی اقناعی در برنامههایی که استفاده میکنید را شناسایی کنیم.
با درک فناوری اقناعی، قادر خواهید بود تفاوت بین فناوریای که شما را به خدمت خود میگیرد و فناوری انسانی که برای شما مفید است را تشخیص دهید.
«من معتاد شدم، دائم گوشیام را چک میکردم، وسواس داشتم که رکوردهایم را حفظ کنم و نگران بودم که کسی همیشه، ۲۴ ساعته، به توجه من نیاز داشته باشد.» – داسانی، ۱۶ ساله، فینیکس، آریزونا
«یادم هست یک شب، احتمالاً در اوج استفادهام از [تیکتاک] بود که ناگهان متوجه شدم چند ساعتی بیوقفه از آن استفاده میکنم.» – سیری، ۱۳ ساله، کری، کارولینای شمالی
ما معمولاً تلفنها و رایانههایمان را بهعنوان ابزار میبینیم. مانند چکش که برای کوبیدن میخ به کار میبریم؛ از تلفن برای برقراری ارتباط استفاده میکنیم. اما اگر دستگاههایمان صرفاً ابزار باشند، چگونه چنین تأثیر قویای بر زندگی ما دارند؟ آیا ما از فناوریمان استفاده میکنیم، یا آنها از ما استفاده میکند؟
به تجربیات خود در شبکههای اجتماعی فکر کنید.
- آیا تا به حال شده که به گوشی خود نگاه کنید و فوراً بدون اینکه دلیلش را بدانید، حواستان پرت شود؟
- آیا تجربه داسانی از احساس کنترل شدن توسط رسانههای اجتماعی با تجربه شما قابل مقایسه است؟
- آیا تجربه سیری از استفاده منفعلانه از شبکههای اجتماعی با تجربه شما قابل مقایسه است؟
در اقتصاد توجه، ما بررسی کردیم که چگونه شرکتهای شبکههای اجتماعی در رقابتی برای جلب توجه گیر کردهاند و این رقابت، برنامههایی را که روزانه استفاده میکنیم شکل میدهد. محصولات آنها برای ما رایگان هستند زیرا ما همان محصولاتی هستیم که فروخته میشوند.
تجربیات داسانی و سیری در رسانههای اجتماعی نتیجه سیستمی است که برای توسعه ویژگیهایی که برای جلب و حفظ توجه شما طراحی شدهاند، انگیزه دارد. برای درک نقش رسانههای اجتماعی در زندگی و دنیای ما، مهم است که بتوانیم این ویژگیها را شناسایی کنیم و بفهمیم که از کجا آمدهاند.
فناوری اقناعی چیست؟
«اگر چیزی یک ابزار باشد، واقعاً فقط آنجا نشسته و صبورانه منتظر است. اگر چیزی ابزار نباشد، از شما توقعاتی دارد. شما را فریفته و دستکاری میکند. از شما چیزی میخواهد. و ما از محیط فناوری مبتنی بر ابزار به محیط فناوری مبتنی بر اعتیاد و دستکاری منتقل شدهایم. این همان چیزی است که تغییر کرده است. شبکههای اجتماعی ابزاری نیستند که فقط منتظر استفاده باشند. آنها اهداف خود را دارند و برای رسیدن به این اهداف، روانشناسی شما را علیه خودتان به کار میگیرند.» – تریستان هریس، رئیس و همبنیانگذار مرکز فناوری انسانی، در مستند معضل اجتماعی
پلتفرمهایی مانند فیسبوک، توییتر، اینستاگرام، اسنپچت و تیکتاک بر اساس فناوری اقناعی ساخته شدهاند؛ فناوریای که بهطور خاص طراحی شده تا نظرها، نگرشها یا رفتارهای کاربران را تغییر دهد و به اهداف خود برسد.
شرکتهای فناوری هنگام طراحی برنامههایشان عواملی مانند انگیزه، توانایی و محرکها را در نظر میگیرند، با هدف متقاعد کردن شما برای صرف زمان بیشتر در کلیک کردن و اسکرول کردن.
- انگیزه میتواند تمایل ما به ارتباط اجتماعی باشد.
- کاربر باید توانایی انجام آسان آنچه برنامه میخواهد را داشته باشد.
- محرکها ویژگیهای یادآورنده مانند اعلانها هستند که شما را بازمیگردانند.
یک نگاه به صفحه اصلی تلفن خود بیندازید.
صفحه اصلی تلفن شما احتمالاً پر از برنامههایی است که روی آنها نقاط قرمز با اعداد قرار دارد. همه ما میدانیم که این نقاط قرمز اعلانها هستند. چیزی که ممکن است به آن توجه نکرده باشیم این است که همه چیز در آن صفحه با هدف خاصی قرار گرفته است. یک طراح عمداً تصمیم گرفته این نقاط را بگذارد، عددی در آن قرار دهد و رنگ آن را قرمز انتخاب کند، نه مثلاً سبز، زیرا ما به طور غریزی نسبت به رنگ قرمز با احساس فوریت واکنش نشان میدهیم. هر نقطه قرمز روی برنامه یک محرک برای باز کردن آن برنامه است.
ما احساس میکنیم باید اعلانها را هر چه سریعتر بررسی کنیم. آنها ما را تحت فشار قرار میدهند و در نهایت ما دوباره روی برنامهها کلیک میکنیم، جایی که طراحی اقناعی ما را به جایی که میخواهد هدایت میکند.
اعلانهای پوش – اعلانهایی که وقتی برنامهها باز نیستند دریافت میکنیم – نیز با اصول مشابه عمل میکنند.
وقتی اعلانهای پوش به ما میگویند که کسی ما را در یک عکس تگ کرده است، فوراً انگیزه پیدا میکنیم تا ببینیم آن عکس چیست و در آن چگونه به نظر میرسیم. اگر کسی روی پستی که ما منتشر کردهایم نظر گذاشته باشد، طبیعی است که بخواهیم آن نظر را بخوانیم. اگر فردی که به او علاقه داریم یک لایو استریم شروع کند، حتماً میخواهیم وارد شویم. چون ما موجوداتی اجتماعی هستیم و انگیزه داریم که بدانیم دیگران درباره ما چه فکری میکنند، این اعلانها تقریباً غیرقابل نادیده گرفتن هستند. یک لمس ساده روی آن اعلان، شما را مستقیماً به برنامه میبرد.
پشت این ویژگیها طراحان، روانشناسان و دیگر متخصصان علوم رفتاری کار میکنند تا مطمئن شوند محصولشان توجه شما را جلب میکند. هزاران تصمیم درباره زمان نمایش این اعلانها، اینکه نسبت به کدام دوستان بیشتر واکنش نشان میدهید و چه ویدیوهایی بهطور خودکار پخش شوند تا شما را مشغول نگه دارند، گرفته میشود. هر پینگ و هر حرکت انگشت طراحی شده است تا شما را با برنامه درگیر نگه دارد و بارها و بارها به آن بازگردید.
به برنامهی شبکه اجتماعی مورد علاقهتان فکر کنید.
- چگونه شما را جذب میکند؟
- چه راههایی وجود دارد که از این برنامه استفاده میکنید اما با اهداف شخصیتان همخوانی ندارد؟
هوش مصنوعی چیست و شرکتهای رسانههای اجتماعی چگونه از آن استفاده میکنند؟
«تیکتاک شروع به توصیه ویدیوهای کاهش وزن و ویدیوهای «آنچه در روز میخورم» به صفحه «برای شما»ی من کرده است.» -ناشناس، ۱۳ ساله، اورنج کانتی
ویژگیهای طراحی متقاعدکننده در شبکههای اجتماعی باعث میشوند که ما مدام اعلانها را چک کنیم، «لایکها»یمان را زیر نظر بگیریم و بیوقفه اسکرول کنیم. این ویژگیها صرفاً برای سرگرم کردن شما ایجاد نشدهاند. در واقع، هدفشان این است که شما را ترغیب کنند مرتب به پلتفرم بازگردید و در عین حال فرصتهایی فراهم کنند تا رفتار شما را هنگام استفاده تحلیل کنند. هرچه دادههای بیشتری داشته باشند، راحتتر میتوانند بفهمند چگونه شما را جذب کنند.
در پشت صحنهی آنچه میبینید—پستهایی که در فیدتان ظاهر میشوند، اعلانهایی که دریافت میکنید، پیشنهادهایی که دریافت میکنید و خیلی موارد دیگر—هوش مصنوعی (AI) قرار دارد. هوش مصنوعی به کامپیوترها اجازه میدهد برخی از روشهای عملکرد ذهن انسان را شبیهسازی کنند؛ از یادگیری و حل مسئله گرفته تا تصمیمگیری. هوش مصنوعی توسط الگوریتمها هدایت میشود، که دستورالعملهایی هستند که به کامپیوتر میگویند چگونه عمل کند.
الگوریتمها میتوانند برای ساخت خودروهای خودران یا یافتن درمان بیماریها استفاده شوند، اما شرکتهای فناوری متقاعدکننده در الگوریتمهایی تخصص دارند که رفتار انسان را تحت تأثیر قرار میدهند، زیرا این همان چیزی است که به تبلیغکنندگانی که مشتریانشان هستند میفروشند.
برای مثال: شرکت ByteDance، مالک TikTok و چندین اپلیکیشن دیگر در سراسر جهان، یک شرکت هوش مصنوعی متقاعدکننده است—نه صرفاً یک شرکت شبکه اجتماعی. موفقیت آنها به عنوان یک کسبوکار ناشی از الگوریتمهای پیچیدهای است که اپلیکیشنهایشان بر اساس آن ساخته شدهاند. آنها مطالعه میکنند که مردم چگونه از TikTok استفاده میکنند و همهچیز درباره کاربرانشان را بررسی میکنند؛ از وبسایتهایی که بازدید میکنند گرفته تا نحوه تایپ کردنشان و ریتمها و الگوهای فشار کلیدها. این الگوریتمها باعث شدهاند که ByteDance باارزشترین استارتاپ جهان شود.
ویژگیهایی مانند دنبال کردن دیگر کاربران، لایکها، کامنتها و اشتراکگذاریها اطلاعات را به الگوریتمها میدهند تا بتوانند توجه شما را جذب و حفظ کنند.
TikTok تنها به این دلیل اعتیادآور نیست که سازندگان محتوا خندهدار هستند؛ بلکه به این دلیل اعتیادآور است که از یکی از پیچیدهترین الگوریتمهای متقاعدکننده جهان استفاده میکند تا ویدیوهایی را انتخاب کند که شما را وادار به ادامه تماشا کنند. وقتی ویدیوهای همه بیشتر و بیشتر لایک میگیرند، همه در نهایت مدت زمان بسیار بیشتری از آنچه در ابتدا قصد داشتند در TikTok میمانند.
چرا فناوری متقاعدکننده تا این حد قدرتمند است؟
برای پیمایش دنیای پیچیده اطرافمان، مغز ما باید سریع تصمیم بگیرد. ما برای تصمیمگیری، از نحوه پردازش اطلاعات گرفته تا نحوه ارتباط با اطرافیانمان، میانبرهایی را تکامل دادهایم. این میانبرها برای زنده و سالم نگه داشتن ما در نظر گرفته شدهاند. به عنوان مثال:
ما برای ایمن ماندن، به محرکهای ترسناک و خطرناک توجه بیشتری میکنیم.
ما به دنبال غذاهای شیرین و چرب به خاطر انرژی موجود در آنها هستیم.
ما چیزهایی را که به ما آسیب میرسانند بیشتر از چیزهایی که به ما کمک میکنند به خاطر میسپاریم تا بتوانیم عواقب آینده را پیشبینی کنیم.
ما تمایل داریم از نظرات رایج اطرافیانمان پیروی کنیم تا جوامع قویتری پیرامون ایدههای مشترک بسازیم.
این ویژگیها طی میلیونها سال برای اجداد ما مفید بودهاند. اما اکنون، تعداد بیشتری از انسانها نسبت به هر زمان دیگری به غذا، پوشاک، سرپناه و دارو دسترسی دارند. ما از مرحله جستوجو برای کالری به مرحلهای رسیدهایم که با قند ارزان احاطه شدهایم، و از مدیریت روابط با یک قبیله کوچک به مدیریت جهانهای آنلاین با میلیاردها شرکتکننده رسیدهایم. با این حال، روانشناسی ما هنوز تحت تأثیر همین ویژگیها شکل گرفته است.
فناوری متقاعدکننده طوری طراحی شده که از روانشناسی ما بهره ببرد و ما را به سمت رفتارهای خاص سوق دهد. به عنوان مثال:
- اعلانها (مانند ویبره، صدا، نقاط قرمز، نورهای چشمکزن و غیره) نشانههای طبیعی خطر را تقلید میکنند تا ما را به سمت اپلیکیشنها بکشانند.
- امکان دریافت کامنت یا «لایک» جدید باعث میشود ما به طور وسواسی به دنبال بهروزرسانیها باشیم و احساس لذت و پاداش را جستوجو کنیم.
- ویژگیهایی مانند اسکرول بینهایت (که وقتی به انتهای صفحه میرسید، محتوای بیشتری بهطور خودکار بارگذاری میشود) ما را به طور مداوم درگیر نگه میدارند.
دستکاری نقاط ضعف روانشناسی انسان چیز جدیدی نیست. کلاهبرداران و شعبدهبازان مدتهاست که این آسیبپذیریها را میشناسند و از آنها برای سوءاستفاده از ما استفاده میکنند. تبلیغکنندگان نیز از حقایق عمیق روانشناسی ما برای تأثیرگذاری بر رفتارمان سوءاستفاده کردهاند. صنعت غذا مدتهاست که غرایز بقای ما را ربوده و ما را به چربی، نمک و شکر مخلوط با نسبتهای مناسب معتاد کرده و در حالی که بدنهای ما را به شدت از تعادل خارج میکند، سود هنگفتی به دست میآورد.
فناوری متقاعدکننده در مقابل فیزیولوژی انسانی ما قرار دارد که بسیار آهسته و طی صدها هزار سال تغییر میکند. اما در مقابل، قابلیتهای تکنولوژیکی ما از زمان اختراع کامپیوتر در سال ۱۹۴۶ به صورت تصاعدی در حال رشد بوده است.
قدرت پردازشی بین سالهای ۱۹۵۶ تا ۲۰۱۵ بیش از یک تریلیون برابر افزایش یافته و همچنان بهطور نمایی در حال رشد است. با افزایش این قدرت، توانایی مدلسازی و دستکاری ذهن انسان نیز افزایش مییابد. الگوریتمهای پیشرفته رفتار ما را با رفتار دیگرانی مشابه خودمان مقایسه میکنند تا دریابند چگونه بهترین تأثیر را بر ما بگذارند. سپس اپلیکیشنها این دسترسی را به شرکتها یا افرادی میفروشند که میخواهند رفتار، عقاید یا حتی رأی مردم را تحت تأثیر قرار دهند.
فناوری متقاعدکننده دائماً درباره ما اطلاعات بیشتری کسب میکند و این اطلاعات را با ایدههای طراحی جذاب و خلاقانه ترکیب میکند تا هر روز به طور مؤثرتری بر رفتار ما تأثیر بگذارد.
ما میتوانیم هر از گاهی از طریق خودآگاهی و اراده از خود محافظت کنیم، اما اگر مغز خود را در رقابت با این فناوریهای متقاعدکننده که دائماً در حال بهبود هستند، قرار دهیم، محکوم به استثمار شدن هستیم.
تأمل کنید:
ما در مورد اینکه چگونه فناوری متقاعدکننده پشت تمام پلتفرمهای رسانههای اجتماعی که هر روز استفاده میکنیم، قرار دارد، بحث کردهایم. این فناوری از رفتار ما یاد میگیرد و با استفاده از روانشناسی ما، الگوریتمهای قابل اعتمادتری میسازد که بر رفتار ما تأثیر بیشتری میگذارند.
- حالا که بیشتر در مورد نقش فناوری متقاعدکننده در زندگی آنلاین میدانید، چه نگرانیهایی در مورد تأثیر آن دارید؟
- به نظر شما افراد میتوانند برای مقابله بهتر با تأثیر فناوری متقاعدکننده بر زندگی خود چه اقداماتی انجام دهند؟

فناوری متقاعدکننده چه آسیبهایی ایجاد میکند؟
«در همین حال، کمکم جذبش میشوید و زمان بیشتری را صرف آن میکنید. من شروع به این آگاهی کردم که دارم به چیزهایی باور پیدا میکنم که… وجود نداشتند.» – جاسپر، ۲۴ ساله، کیپتاون، آفریقای جنوبی
«من تقریباً از دوران دبیرستان وارد شبکههای اجتماعی شدم و دیدم که مردم به دلیل آن فاصله میگیرند. قبلاً وقتی بچه بودیم آزادی زیادی در رفتارهایمان داشتیم، اما حالا مردم وسواس پیدا کرده بودند روی لایکها و قلبها و همه چیز.» – آماندا، ۱۹ ساله، سیدنی، استرالیا
در ابتدای این راهنمای موضوعی، داستانهای دسانی و سیری درباره حواسپرتی در شبکههای اجتماعی را به اشتراک گذاشتیم. ما اغلب داستانهایی شبیه به این میشنویم و فکر میکنیم: «بله، شبکههای اجتماعی میتوانند واقعاً حواسپرتکن باشند.» حواسپرتیهای پراکنده میتوانند آزاردهنده باشند، اما چندان مهم نیستند. حواسمان پرت میشود، و بعد ادامه میدهیم.
اما وقتی حواسپرتی بارها و بارها اتفاق میافتد، بخشی از یک مسئله بزرگتر است. اپلیکیشنهای شبکه اجتماعی روی تلفنهای ما بیش از حواسپرت کردن عمل میکنند: همانطور که در داستانهای جاسپر و آماندا دیدیم، این اپلیکیشنها میتوانند رفتار ما، آنچه فکر میکنیم، احساسی که داریم و در نهایت درک ما از خودمان را تغییر دهند.
فناوری متقاعدکننده قرار است برای شرکتهای فناوری سودآوری داشته باشد. اما هر یک از ویژگیهایی که مورد بحث قرار دادیم، عواقب ناخواستهای دارد. طراحی فناوری متقاعدکننده نمیتواند ما را مانند یک عروسک خیمهشببازی کنترل کند، اما میتواند به شیوههایی بر ما تأثیر بگذارد که در نهایت به هم میپیوندند. این فناوری به همه ما - از جمله بزرگسالان! - عادتهایی میآموزد که میتوانند به اجبار و حتی اعتیاد تبدیل شوند. و اغلب آینهای سرگرمکننده ایجاد میکند که میتواند آنچه را که ما در مورد فرهنگ، سیاست و حتی بدن خودمان فکر میکنیم، شکل دهد.
ما بررسی کردیم که چگونه الگوریتمها با جستوجوی الگو در دادههای گذشته پیشبینی میکنند که چه موضوعاتی فید ما را پر میکنند تا ما را درگیر نگه دارند. حالا تصور کنید یک الگوریتم هوش مصنوعی رفتار انسان را مشاهده میکند و سعی دارد بفهمد انسانها چه میخواهند. این الگوریتم متوجه میشود که هر وقت مردم از کنار یک تصادف رانندگی عبور میکنند، سرعتشان کم میشود و توجه زیادی به آن میکنند. بهوضوح، الگوریتم ممکن است نتیجه بگیرد که مردم به تصادفهای رانندگی جذب میشوند و پس شاید آنها بخواهند بزرگراههایی پر از تصادف داشته باشند!
البته که نه. مردم به تصادفها نگاه میکنند چون نیاز دارند از یک وضعیت بالقوه خطرناک آگاه شوند و همچنین به طور طبیعی نسبت به دنیای اطراف کنجکاو هستند.
هر چقدر هم که این مثال مسخره به نظر برسد، پلتفرمهای رسانههای اجتماعی ما دائماً همین کار را انجام میدهند. آنها با تبلیغ محتوای تحریکآمیزتر و نمایشیتر، فیدهای خبری ما را با تصادفات استعاری ماشین پر میکنند و ما را در معادل آنلاین یک ترافیک رها میکنند. آنها چیزی را که میخواهیم به ما نشان نمیدهند، بلکه چیزهایی را که نمیتوانیم از نگاه کردن به آنها خودداری کنیم، به ما نشان میدهند.
فقط به این دلیل که ما به چیزی نگاه میکنیم یا روی آن کلیک میکنیم، به این معنی نیست که آن چیزی است که ما میخواهیم، یا حتی چیزی که معتقدیم برای ما بهترین است. اغلب، اعمال ما در فضای آنلاین نشان میدهد که برنامهها چقدر مؤثر ما را به سمت رفتار خاصی، اغلب تعامل، سوق میدهند.
تأمل کنید:
الگوریتمهای پیشنهاد یوتیوب، که ۷۰٪ آنچه میلیاردها نفر تماشا میکنند را تعیین میکنند، دریافتهاند که یکی از راههای مؤثر برای حفظ بینندگان، پیشنهاد محتوایی است که افراطیتر، منفیتر یا توطئهآمیزتر باشد. در الگوریتم یوتیوب، کلماتی مانند «نابود میکند» و «متنفر است» بیشتر ظاهر میشوند.
- چه چیزی در مورد نوع محتوایی که الگوریتم پیشنهاد یوتیوب آن را جذابتر میداند، متوجه شدهاید؟
- چگونه ممکن است تقویت این محتوا، نحوهی نگاه مردم به جهان را تغییر دهد؟
فناوری متقاعدکننده ما را به کجا میبرد؟
وقتی به فناوریهای ترغیبی فکر میکنیم، مقایسه آن با محصولاتی که بر اساس فناوریهای غیر ترغیبی مانند زوم Zoom یا یادداشتها Notes ساخته شدهاند، مفید است. این محصولات به عنوان ابزارهایی عمل میکنند که در دستیابی به اهدافتان از شما پشتیبانی میکنند، نه اینکه شما را به سمت اهداف خود سوق دهند.
متاسفانه، تعداد فزایندهای از فناوریها به قدرت ترغیب متکی هستند. با بهتر شدن الگوریتمها در تغییر رفتار شما، شرکتها سود بیشتری به دست میآورند. انگیزه سود، شرکتها را تشویق میکند تا فناوری ترغیبی را به انواع بیشتری از برنامهها اضافه کنند. به عنوان مثال:
- بسیاری از اپلیکیشنهای بازی از جعبههای غنیمت Loot Box استفاده میکنند. جعبههای غنیمت، کلیکهای مرموزی (اغلب با هزینه واقعی) هستند که جوایز مجازی تصادفی به همراه دارند. آنها بسیار شبیه بلیطهای بختآزمایی عمل میکنند و به راحتی میتوانند اعتیادآور شوند.
- جستجوی گوگل Google Search از یک الگوریتم پیچیده برای یافتن بهترین نتایج برای آنچه شما به دنبالش هستید استفاده میکند. اما چه چیزی بالاتر از این «بهترین نتایج» است؟ تبلیغات پولی که شبیه نتایج جستجو به نظر میرسند، جایی که تبلیغکنندگان برای جذب شما رقابت میکنند!
- در Google Maps، تبلیغکنندگان میتوانند هزینه کنند تا مکانشان بهعنوان یک «پین تبلیغی» روی نقشه نمایش داده شود. بنابراین اکنون، به جای اینکه فقط به کاربران مسیر بدهد، Google Maps به تبلیغکنندگان امکان میدهد در حالی که شما از برنامه برای هدف دیگری استفاده میکنید، برای جلب توجه شما رقابت کنند. آنها از عواملی مانند تاریخچه جستجو و مرور، علایق، زمان روز و ویژگیهای جمعیتی برای انتخاب تبلیغاتی که نشان میدهند استفاده میکنند.
حتی یک جستجوی ساده در گوگل برای پیدا کردن پزشک هم بهگونهای بهینهسازی شده است که تبلیغات به ما نشان دهد.
واقعیت این است که تعداد بسیار کمی از اپلیکیشنها صرفاً بهعنوان ابزار وجود دارند. تحت عنوان ارائه سرگرمی، اطلاعات یا کمک در مسیریابی، ویژگیهای متقاعدکننده طراحی شدهاند تا شما را به تبلیغکنندگان بفروشند.
ما در مسیر محیطی تکنولوژیک قرار داریم که در آن با فناوریهای قدرتمندی احاطه شدهایم که برای ردیابی، تحت تأثیر قرار دادن و کسب درآمد از ما با یکدیگر رقابت میکنند.
دست به عمل بزنید:
در یک دفترچه، یک جدول ساده مانند نمونه زیر بسازید. تمام مکانهایی را که در اینترنت با تکنیکهای اقناع مواجه میشوید، پیگیری کنید. میتوانید این کار را همین الان انجام دهید و برای مدت کوتاهی به اطراف نگاه کنید، مثلا در ۲۴ ساعت آینده یا در طول هفته پیگیری کنید. صرف نظر از میزان زمان، به نقشی که فناوری اقناع در زندگی شما ایفا میکند، توجه ویژه داشته باشید.
منبع: https://www.humanetech.com/youth/persuasive-technology
در این قسمت از پادکست Your Undivided Attention مرکز فناوری انسانی، ناتاشا داو شُل، نویسنده کتاب Addiction by Design، شباهتهای حیرتانگیز بین طراحی فناوریهای قمار در لاسوگاس و فناوریهای متقاعدکنندهای که هر روز استفاده میکنیم را بررسی میکند.
در این قسمت از Your Undivided Attention، گیلوم شاسلو، کارشناس هوش مصنوعی که روی موتور پیشنهاد یوتیوب کار کرده است، توضیح میدهد که چگونه اولویت یوتیوب برای نگه داشتن ما در حال تماشا باعث رشد خشم، نظریههای توطئه و افراطگرایی میشود.
مقالات مرتبط:
- طراحی اقناعی (متقاعدکننده)، از انگیزش تا فریب
- الگوهای تاریک رایج و نحوهٔ اجتناب از آنها
- مروری بر تاثیرات منفی طراحی غیراخلاقی بر انسانها و جوامع
- فناوری انسانی را تصور کنید
- فناوری استخراجی به توجه و سلامت روان ما آسیب میرساند
- اقتصاد توجه
- انسانی: یک دستور کار جدید در مواجهه با فناوری از «تریستان هریس»
- «انسانی کردن» فناوری به چه معناست؟






