رسانه‌های اجتماعی و مغز

 

 

Social Media and the Brain
Why is persuasive technology so hard to resist

 

Social Media and the Brain

 

 

چرا مقاومت در برابر فناوری‌های متقاعدکننده اینقدر سخت است؟



درست است که ذهن و بدن ما، ما را ایمن و سالم نگه می‌دارند، اما نقاط ضعف و آسیب‌پذیری‌هایی هم دارند که می‌توان از آن‌ها سوءاستفاده کرد. فناوری متقاعدکننده از این آسیب‌پذیری‌ها بهره می‌برد و ما را وادار می‌کند که به کلیک کردن، اسکرول کردن و تعامل ادامه دهیم.

در این راهنمای موضوعی، شما خواهید دید:

  • چگونه ذهن و بدن ما دارای آسیب‌پذیری‌های طبیعی هستند.
  • چگونه فناوری‌های متقاعدکننده از این محدودیت‌ها استفاده می‌کنند.
  • تأثیر فناوری‌های متقاعدکننده بر سلامت روان ما چگونه است.

و در نهایت با درک اینکه فناوری متقاعدکننده چگونه از آسیب‌پذیری‌های ما بهره می‌برد، خواهید دید که چگونه شرکت‌های شبکه اجتماعی مسئولیت مراقبت از رفاه ما را نادیده می‌گیرند.

 

«اولین کاری که صبح انجام می‌دهم این است که گوشی‌ام را بردارم. در مدرسه هم همیشه از آن استفاده می‌کنم. و اولین چیزی که وقتی به خانه می‌رسم نگاه می‌کنم هم، باز همان است.» – کارا، ۱۷ ساله، دیتون، اوهایو

 

چند دقیقه مکث و تأمل کنید:

به اقدامات روزانه‌ی خود نگاه کنید ...

  • در مشاهدات شما چه چیزی تعجب‌آور بود؟
  • چه چیزی درباره میزان فناوری‌ای که استفاده می‌کنید و می‌توان آن را «متقاعدکننده» توصیف کرد، متوجه شدید؟
  • فکر می‌کنید استفاده از فناوری متقاعدکننده به این شکل چگونه بر شما تأثیر می‌گذارد؟
  • تجربه شما یکی از میلیاردها تجربه است. فکر می‌کنید استفاده گسترده از این فناوری‌ها چه تأثیری بر جامعه دارد؟

حال بیایید دقیق‌تر بررسی کنیم که چگونه فناوری متقاعدکننده، و به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی، با مغز ما تعامل دارند.

 

 

سوگیری‌های شناختی چیستند؟

«ما یک الزام زیستی اساسی برای ارتباط با دیگران داریم. این مستقیماً بر ترشح دوپامین در مسیر پاداش تأثیر می‌گذارد. میلیون‌ها سال تکامل پشت این سیستم است تا ما را به گرد هم آمدن و زندگی در جوامع، یافتن جفت و تداوم نسل خود ترغیب کند. بنابراین شکی نیست که وسیله‌ای مانند شبکه‌های اجتماعی، که این ارتباط بین انسان‌ها را بهینه می‌کند، پتانسیل ایجاد اعتیاد را دارد.» دکتر آنا لمبکه، استاد همکار و مدیر پزشکی اعتیاد، دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد، در The Social Dilemma

 

مغز ما از مسیرهای کوتاه‌شده برای هدایت خود در دنیای پیچیده اطرافمان استفاده می‌کند و ما را ایمن و سالم نگه می‌دارد، مثلا:

  • ما به محرک‌های ترسناک و خطرناک بیشتر توجه می‌کنیم تا در امان بمانیم.
  • چیزهایی که به ما آسیب می‌زنند را بیشتر از چیزهایی که به ما کمک می‌کنند به خاطر می‌سپاریم تا بتوانیم پیامدهای آینده را پیش‌بینی کنیم.
  • تمایل داریم از نظر عمومی اطرافیان پیروی کنیم تا جوامع قوی‌تری بر اساس ایده‌های مشترک بسازیم.
     

اما این مسیرهای کوتاه‌شده در هر شرایطی به‌طور کامل عمل نمی‌کنند. آن‌ها می‌توانند به سوگیری‌های شناختی تبدیل شوند، یعنی روش‌هایی که الگوهای مغز ما را در برابر خطاهای قضاوت، دستکاری و سوءاستفاده آسیب‌پذیر می‌کنند.

برای درک بهتر این موضوع، بیایید یک آزمایش انجام دهیم. به تصویر زیر نگاه کنید. کدام مربع برچسب‌خورده تیره‌تر است: A یا B؟

 

 

در واقع، هر دو مربع رنگ یکسانی دارند.

سختی در تشخیص این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که مغز شما به‌طور مفید رنگ‌ها، سایه‌ها و شکل‌ها را تحلیل می‌کند و تصویر را به‌صورت یک صحنه سه‌بعدی مشاهده می‌کند.

مغز شما مربع B را به‌عنوان یک مربع روشن می‌بیند که در سایه استوانه سبز قرار گرفته است. دانستن اینکه مربع‌های A و B رنگ یکسانی دارند، درک شما را تغییر نمی‌دهد.

 

 

اما وقتی خطوطی با رنگ یکسان از هر دو مربع عبور می‌دهیم، میانبرهایی که مغز شما استفاده می‌کرد دیگر کار نمی‌کنند. اکنون دو مربع به وضوح همرنگ هستند.

حتی اگر نحوه‌ی عملکرد این ترفند را درک کنید، چند عنصر طراحی با دقت انتخاب شده (رنگ، ​​سایه، شکل و الگو) از میانبرهای مفید مغز ما برای پردازش آنچه می‌بینیم استفاده می‌کنند. آنچه ما به عنوان حقیقت درک می‌کنیم به زمینه‌ای که آن را در آن می‌بینیم بستگی دارد. این سوگیری شناختی در عمل است.

 

 

بیایید به مثال دیگری نگاه کنیم: آزمایش سولومون اش در مورد همنوایی اجتماعی. از آزمودنی‌ها خواسته شد تا یک خط مرجع (در سمت چپ) را با یکی از سه خط مقایسه (در سمت راست) مطابقت دهند:

 

آزمایش سولومون اش

 

کدام خط مقایسه‌ای با خط مرجع هم‌طول است؟

پاسخ درست خط C است. به‌نظر واضح می‌رسد، نه؟ شرکت‌کنندگان در این آزمایش زمانی که تنها بودند، بیش از ۹۹٪ مواقع به‌درستی این دو خط را مطابقت دادند.

فکر می‌کنید اگر چند نفر دیگر پاسخ‌های A یا B می‌دادند، باز هم پاسخ شما C می‌بود؟ این چیزی است که آزمایش بررسی کرد. وقتی چند نفر دیگر (تیم همکار گروه آزمایش) اضافه شدند و خط اشتباه را به‌عنوان پاسخ خود دادند، بیش از ۳۶٪ از شرکت‌کنندگان آزمایش خط اشتباه را انتخاب کردند!

 

 

این یافته ممکن است شگفت‌آور باشد: که واقعیت اجتماعی می‌تواند واقعیت فیزیکی را تحت تأثیر قرار دهد. این یک نوع سوگیری همرنگی اجتماعی است به این معنا که ما تمایل داریم با هنجارهای اجتماعی اطرافمان هماهنگ شویم.

سوگیری همرنگی می‌تواند با سوگیری تأییدی—گرایش مغز ما به جمع‌آوری شواهدی که از دیدگاه‌های موجود ما حمایت می‌کنند —تداخل داشته باشد و تمایل ما را به ترجیح دادن افرادی که قبلاً با آن‌ها همذات‌پنداری کرده‌ایم تقویت کند مانند دوستان، خانواده، همکاران یا دیگرانی که علایق یا نظرات مشترک با ما دارند. شما احتمال بیشتری دارد که نسبت به دیدگاهی که از گروهی ارائه می‌شود که با آن همذات‌پنداری می‌کنید، واکنش مثبت نشان دهید تا دیدگاهی از گروهی که با آن همذات‌پنداری نمی‌کنید.

 

 

تأمل کنید:

آزمایش سولومون اش (Asch conformity experiments) درباره همرنگی اجتماعی نشان می‌دهد که بسیاری از مردم بدون آنکه متوجه شوند، با برداشت‌های اولیه و هنجارهای اجتماعی هماهنگ می‌شوند و به‌طور انتخابی شواهد متناقض را نادیده می‌گیرند.

این موضوع پیامدهای عمیقی دارد:

  1. رفتار برخی افراد می‌تواند توسط محیط اجتماعی‌شان دستکاری شود.
  2. فناوری‌ای که محیط‌های اجتماعی ما را شکل می‌دهد، قدرت عظیمی بر آنچه ادعا می‌کنیم باور داریم، دارد.
  3. دموکراسی‌های ما در برابر فناوری‌هایی که اجماع را دستکاری می‌کنند آسیب‌پذیر هستند.

 

 

به نظر شما، سوگیری همرنگی اجتماعی و سوگیری تأییدی چگونه در شبکه‌های اجتماعی ظاهر می‌شوند؟

سوگیری همرنگی اجتماعی و سوگیری تأییدی از جمله سوگیری‌های شناختی مهم در زمینه شبکه‌های اجتماعی هستند، اما تنها دو نمونه از بسیاری موارد می‌باشند. یک فرد یا محصول با انگیزه می‌تواند به روش‌های مختلف ما را فریب دهد، و این اتفاق همیشه می‌افتد، زیرا—چه تبلیغات شوکه‌کننده باشد، چه خوراکی‌های اعتیادآور یا فناوری متقاعدکننده—فریب دادن مغز ما بسیار سودآور است.

 

 

 

رسانه‌های اجتماعی چگونه از آسیب‌پذیری‌های شناختی ما سوءاستفاده می‌کنند؟

«... خیلی اوقات متوجه می‌شوم که بخش ناخودآگاه مغزم به‌طور غریزی روی اسنپ‌چت کلیک می‌کند و فقط وقت تلف می‌کند. فناوری و رسانه‌های اجتماعی ما نباید طوری طراحی شوند که رفتار و تصمیمات ناخودآگاه ما را دستکاری و منحرف کنند.» - ناتان، ۲۰ ساله، تروی، میشیگان

 

ما آموخته‌ایم که فناوری متقاعدکننده برای شکل دادن به نگرش‌ها و رفتارهای ما طراحی شده است. از ویژگی‌هایی مانند اسکرول بی‌پایان تا پیشنهادهای الگوریتمی، شبکه‌های اجتماعی نمونه خاصی از فناوری متقاعدکننده هستند که دکمه‌های روانشناختی ما را بارها و بارها تحریک می‌کنند، اغلب بدون آنکه خودمان آگاه باشیم.

سوگیری‌های شناختی ما، ما را در برابر این ویژگی‌ها آسیب‌پذیر می‌کنند و باعث می‌شوند ساعت‌ها کلیک کنیم، اسکرول کنیم و درگیر شویم. به چند روش که شبکه‌های اجتماعی از این آسیب‌پذیری‌ها بهره می‌برند توجه کنید:

 

۱- ایجاد حس فوریت

از آنجا که توجه ما منبع محدودی است، مغز ما در هر لحظه باید تعیین کند چه چیزی مهم است. شبکه برجستگی (salience network) مغز به ما در این کار کمک می‌کند و با هشدار دادن به تهدیدها و فرصت‌ها ما را آگاه می‌سازد. اعلان‌ها (ویبره، نقاط قرمز، چراغ‌های چشمک‌زن، بنرها) دائماً این شبکه برجستگی را تحریک می‌کنند. بیشتر اعلان‌ها طوری طراحی شده‌اند که ما را به داخل اپلیکیشن بکشانند، نه اینکه اطلاعات مهم ارائه دهند.

 

۲- تشویق به جستجوی مداوم

مدار مغزی مرتبط با خواستن بسیار قوی‌تر از مدار مغزی مرتبط با رضایت است. شبکه‌های اجتماعی از این موضوع بهره می‌برند و امکانات بی‌پایانی برای جستجو فراهم می‌کنند، مانند ویژگی‌هایی نظیر اسکرول بی‌پایان، پیشنهادهای الگوریتمی و انتخاب کردن محتوای جدید.

 

۳- درگیر کردن با محتوای منفی

تا به حال متوجه شده‌اید که اگر پنج نظر مثبت و یک نظر منفی دریافت کنید، باز هم بیشتر روی نظر منفی تمرکز می‌کنید؟ تحقیقات نشان می‌دهد که اطلاعات منفی توجه بیشتری جلب می‌کنند و احساسات و رفتار را قدرتمندتر از اطلاعات مثبت شکل می‌دهند. برای حفظ امنیت، مغز ما اطلاعات منفی — به‌ویژه اگر موجب ترس شود را سریع‌تر و دقیق‌تر از اطلاعات مثبت پردازش می‌کند. محتوای شبکه‌های اجتماعی که ترس، خشم یا انزجار ایجاد می‌کند، تعامل بیشتری دریافت می‌کند و سریع‌تر از محتوای مثبت منتشر می‌شود. الگوریتم‌های پیشنهاد اغلب این اثر را تقویت می‌کنند.

 

۴- مقایسه خود با دیگران

شبکه‌های اجتماعی محیطی ایجاد می‌کنند که در آن ما دائماً خود را با دیگران مقایسه می‌کنیم. مغز ما به اطلاعات مربوط به خودمان توجه ویژه‌ای دارد و تمایل دارد آن‌ها را با اطلاعاتی که درباره دیگران می‌آموزد مقایسه کند تا از نظر اجتماعی هماهنگ شویم. فیدهای ما پر از تصاویر بسیار گزینشی هستند که افراد در لحظات خاص تنها آنچه می‌خواهند شما ببینید را نشان می‌دهند و با لایک‌ها اعتبارسنجی می‌شوند که مدارهای پاداش قدرتمندی در مغز فعال می‌کنند. این محیط دامنه و اهمیت مقایسه‌های ما را به شکل چشمگیری افزایش می‌دهد.

 

۵- ایزوله کردن ما در حباب‌ها

همان‌طور که مغز ما نسبت به مقایسه اجتماعی حساس است، نسبت به کناره‌گیری اجتماعی نیز حساس است. مغز ما رد شدن و درد فیزیکی را از طریق برخی مسیرهای عصبی مشابه پردازش می‌کند، به این معنا که وقتی احساسات شما «آسیب می‌بیند»، مغز شما آن را به شیوه‌ای مشابه پردازش درد فیزیکی تجربه می‌کند. الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی از این آسیب‌پذیری بهره می‌برند. آن‌ها درباره ترجیحات ما می‌آموزند و اطلاعاتی را که دریافت می‌کنیم گزینش می‌کنند. در فیدهای فردی‌سازی‌شده با دیدگاه‌های محدود، ما با ترس از طرد شدن دست و پنجه نرم می‌کنیم (ترس از اینکه اگر نه بگویم، چه می‌شود؟).

 

 

How does social media impact our behavior

 

رسانه‌های اجتماعی چگونه بر رفتار ما تأثیر می‌گذارند؟

«آنقدر به ما آرامش می‌دهند که نمی‌خواهیم مضراتش را درک کنیم. نمی‌توانم آخرین باری را که واقعاً تنها بودم، نام ببرم. به محض اینکه احساس ناراحتی، اضطراب و غیره می‌کنم، تلفن همراهم راه فرار من است. این طبیعی است؟ مطلقاً نه. آیا این را می‌فهمم؟ ۱۰۰٪. اما در عین حال، آیا هنوز معتاد هستم؟ متأسفانه.» – نوتسیکو، ۱۹ ساله، تفلیس، گرجستان

 

برای درک بهتر تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر ما، ابتدا باید خودمان را بهتر بشناسیم. ما همواره در حال تغییر هستیم و هر لحظه تحت تأثیر افراد، محیط‌ها و رویدادها قرار می‌گیریم، به روش‌هایی که از آن‌ها آگاهیم و روش‌هایی که نیستیم. اگرچه اغلب بر این تمرکز می‌کنیم که چگونه می‌توانیم دنیای اطراف خود را شکل دهیم، اما خودمان نیز تحت تأثیر شرایطی قرار می‌گیریم که در آن‌ها هستیم.

حتی پیش از تولد، مواد ژنتیکی والدین ویژگی‌های جسمی و ذهنی خاصی به ما می‌دهند. از زمان تولد، هر رابطه و هر گفت‌وگویی که داریم، ما را شکل می‌دهد:

به محیطی فکر کنید که به شکل‌گیری زندگی شما کمک کرده است: جایی که زندگی می‌کنید، مدارسی که در آن‌ها تحصیل کرده‌اید، و فعالیت‌ها و جوامع خارج از مدرسه‌ای که در آن‌ها شرکت داشته‌اید.

  • چگونه این مکان‌ها و جوامع شما را شکل داده‌اند؟
  • به افرادی فکر کنید که در زندگی شما حضور داشته‌اند: خانواده، دوستان، معلمان، همکلاسی‌ها و بسیاری دیگر.
  • این افراد چگونه زندگی شما را شکل داده‌اند؟
  • به چیزی فکر کنید که آموخته‌اید و برای شما اهمیت دارد.
  • چگونه آن را یاد گرفته‌اید؟
  • به کسی فکر کنید که زندگی شما را بهبود بخشیده است. به او ایمیل بزنید یا زنگ بزنید و به او بگویید چه کاری برای شما انجام داده و شما چه احساسی نسبت به آن دارید.

 

 

افراد، محیط‌ها و تجربیاتی که ما را شکل می‌دهند، مجموعه‌ای از شرایط زیربنایی دارند: ارزش‌ها، امیدها، باورها، ویژگی‌ها و پیش‌فرض‌ها. این شرایط بر نحوه درک ما از واقعیت تأثیر می‌گذارند و امکان‌های آینده ما را شکل می‌دهند.

تمام این‌ها به این معناست که ما همیشه در حال تغییر هستیم و تأثیرات اطراف ما اهمیت زیادی دارند. چیزی که در بیشتر مواقع بیشتر از هر فرد یا چیز دیگری در اطراف ما حضور دارد چیست؟ گوشی‌ها و شبکه‌های اجتماعی ما.

 

وقتی به‌طور مداوم از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنیم، آن‌ها شروع به آموزش دادن ما می‌کنند: افکار، احساسات و انگیزه‌های ما تحت تأثیر فناوری قدرتمندی قرار می‌گیرند که برای نگه داشتن ما درگیر طراحی شده است. گاهی حتی بدون آنکه خودمان متوجه شویم، رفتارهای جدید و ارزش‌های تحریف‌شده‌ای درباره آنچه مهم است می‌آموزیم، و این‌ها هستند که باقی می‌مانند—حتی وقتی برای ما مفید نیستند. این تأثیر هم آنلاین و هم آفلاین است. برای مثال:

  • وقتی با اعلان‌های فراوان بمباران می‌شویم، توانایی ما برای توجه به آنچه مهم است کاهش می‌یابد.
  • وقتی محتوای بی‌پایان مقدار عظیمی از خواستن ایجاد می‌کند، ممکن است به جستجوی رضایت اعتیاد پیدا کنیم، کلیک کنیم و اسکرول کنیم، محتوا را بدون فکر مصرف کنیم، اغلب با کمترین نظارت از سوی بخش‌های کنترل شناختی مغز. در نهایت، این رفتار انرژی ما را تخلیه می‌کند.
  • وقتی شبکه‌های اجتماعی ما را مجبور به مقایسه اجتماعی مداوم می‌کنند، با احساسات منفی پر می‌شویم: حسادت، شرم، اضطراب یا خودخواهی.
  • وقتی مکرراً در معرض محتوای منفی قرار می‌گیریم، ترس و خشم می‌تواند به حالت طبیعی تبدیل شود و حس خوبی و انسانیت مشترک ما را تخریب کند.
  • وقتی الگوریتم‌ها به ما می‌گویند چه چیزی را بخواهیم باور کنیم، ما دچار قطب‌بندی بیشتری می‌شویم و درک مشترک در جامعه از بین می‌رود.

 

توانایی شبکه‌های اجتماعی در سود بردن از آسیب‌پذیری‌های ما، مغز ما—و جامعه ما—را در معرض خطر قرار می‌دهد.

این ویژگی‌ها نشان می‌دهند که چگونه شبکه‌های اجتماعی سود شرکت‌های فناوری را بر حساسیت به پیچیدگی‌های مغز ما یا تأثیرات احتمالی بر سلامت روان‌مان اولویت می‌دهد.

با در نظر گرفتن آنچه درباره سوگیری‌های شناختی آموخته‌اید، اگر شبکه‌های اجتماعی طوری طراحی می‌شدند که به آسیب‌پذیری‌های مغز ما احترام می‌گذاشتند، چه تفاوتی داشتند؟

 

 

 

شبکه‌های اجتماعی چگونه بر مغز در حال رشد تأثیر می‌گذارد؟

«احساس می‌کردم در تله گرفتار شده‌ام، چون شبکه‌های اجتماعی در دوران رشد مغزم، وقتی کودک بودم، به‌طور عمیقی در مغزم جا افتاده بود. من خودم ثبت‌نام نکرده بودم، و با این حال اکنون، تقریباً ۱۲ سال بعد، تلاش می‌کنم چیزهایی را که به‌طور اجتناب‌ناپذیری بنیادی برای شخصیتم هستند، تغییر دهم.» آنیکا، ۲۰ ساله، پاسیک سیتی، فیلیپین

 

«می‌توانیم با اطمینان بگوییم که [شبکه‌های اجتماعی] روش تعامل نوجوانان با یکدیگر، با همسالان و با جهان را تغییر می‌دهد و این تغییرات و تعاملات منجر به تغییر رفتارها، و تغییر در سلامت روانی و روانپزشکی می‌شوند.» دکتر کارا اس. باگوت، پزشک، مدیر پزشکی، مرکز آلاینس اعتیاد مونت سینای

 

تأثیرات شبکه‌های اجتماعی بر مغز جوانان حتی برجسته‌تر است. (مستند The Social Dilemma را نگاه کنید تا متوجه شوید که چگونه شبکه‌های اجتماعی سلامت روان جوانان را تهدید می‌کند.)

همان‌طور که در مستند مطرح شده است، کورتکس پیش‌پیشانی، بخشی از مغز که به ما کمک می‌کند توجه خود را بر اساس اهدافمان پردازش و هدایت کنیم، آخرین بخش مغز است که به بلوغ می‌رسد. این موضوع باعث می‌شود برای جوانان به‌ویژه مقاومت در برابر طراحی متقاعدکننده دشوار باشد — چون مغز آن‌ها هنوز در حال رشد است و خودآگاهی و اراده هنوز در حال شکل‌گیری است.

 

تحقیقات درباره استفاده نوجوانان از شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که این امر چالش‌های منحصربه‌فردی برای این نسل ایجاد می‌کند. قرار گرفتن در معرض سطوح کنترل‌نشده فناوری دیجیتال می‌تواند پیامدهای بلندمدت جدی برای رشد داشته باشد. شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ساختار مغز نوجوانان را به‌طور دائمی تغییر دهند و بر نحوه تفکر، احساس و رفتار آن‌ها در طول زندگی تأثیر بگذارند. به‌عنوان مثال، یک گروه کاری از آکادمی ملی علوم آمریکا دریافت که چندوظیفگی رسانه‌ای در نوجوانان با حافظه ضعیف‌تر، افزایش تکانشگری و تغییر در عملکرد مغز مرتبط است.

علاوه بر این، ایالات متحده در میان یک بحران سلامت روانی نوجوانان قرار دارد. (طبق گزارش CDC نرخ خودکشی در میان افراد ۱۰ تا ۲۴ ساله بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷ تقریباً ۶۰٪ افزایش یافته است.) بسیاری از کارشناسان رشد شبکه‌های اجتماعی در حدود سال ۲۰۰۹ را دلیل کلیدی این افزایش می‌دانند.

 

 

 

وقتی نمی‌توانیم در برابر فناوری متقاعدکننده مقاومت کنیم، چه اتفاقی می‌افتد؟

«بدترین قسمت این است که می‌دانستم کاری که انجام می‌دهم اشتباه است، می‌دانستم خطرات اسکرول بی‌پایان چیست، اما باز هم جذب آن شدم.» ماهیکا، ۱۵ ساله، سان‌فرانسیسکو، کالیفرنیا

 

«جالب است که حتی با دانستن اینکه پشت پرده چه می‌گذرد، هنوز نتوانستم استفاده خود را کنترل کنم.» تیم کندال، مدیر اجرایی سابق فیسبوک، در The Social Dilemma

 

«حتی با دانستن نحوه کار این ترفندها، هنوز در معرض آن‌ها هستم. باز هم گوشی را برمی‌دارم و ۲۰ دقیقه ناپدید می‌شود.» جف زیبرت، مدیر اجرایی سابق توییتر، در The Social Dilemma

 

ما هرگز نمی‌توانیم کاملاً از سوگیری‌های شناختی و ادراکی خود رها شویم؛ این‌ها بخشی از انسان بودن هستند و برای زنده ماندن به آن‌ها نیاز داریم. همان‌طور که نقل‌قول‌های بالا نشان می‌دهند، همه ما در معرض این تأثیرات هستیم، حتی کسانی که این فناوری‌ها را در ابتدا ایجاد کرده‌اند.

ما این بحث را با بررسی میزان گستردگی فناوری متقاعدکننده در زندگی روزمره‌مان آغاز کردیم. وقتی به تقاطع بین مغز و این فناوری‌ها نگاه می‌کنیم، می‌توانیم ببینیم که شرکت‌های بزرگ شبکه‌های اجتماعی این‌قدر سریع رشد کردند چون یاد گرفتند چگونه مغز ما را «هک» کنند.

 

همه ما تحت تأثیر فناوری هستیم، هرکدام به میزان متفاوتی. می‌توانیم راه‌هایی برای مقاومت در برابر اثرات آن پیدا کنیم. اما فناوری‌های متقاعدکننده همواره در حال بهبود هستند تا آسیب‌پذیری‌های ما را پیدا کرده و از آن‌ها بهره ببرند تا ما را درگیر نگه دارند و رفتارمان را تحت تأثیر قرار دهند. با گسترش نقش شبکه‌های اجتماعی در جهان—نحوه ارتباط آنلاین ما، چگونگی دریافت اطلاعات و اینکه به چه کسی رأی می‌دهیم—آن‌ها بخش بیشتری از افکار و احساسات ما را شکل می‌دهند. حتی اگر بدانیم این اتفاق در حال رخ دادن است، در نهایت کنترل کمتری بر آنچه هستیم و آنچه واقعاً باور داریم خواهیم داشت.

شما در قبال خود مسئول هستید: پیامدهای رسانه‌های اجتماعی را بر خود و زندگی‌تان بررسی کنید، نگاهی دقیق‌تر به تجربه‌های خودتان بیندازید. به تحلیل آنچه هنگام حضور در شبکه‌های اجتماعی در درونتان اتفاق می‌افتد بپردازید. با ثبت مشاهدات خود به مدت ۲۴ ساعت یا یک هفته شروع کنید و در مورد تجربه‌هایتان با خود صادق باشید. 

 

 

منبع: https://www.humanetech.com/youth/social-media-and-the-brain 

 

 

 

مقالات مرتبط:

 

 

 

۵
از ۵
۲ مشارکت کننده

نوشته های اخیر

دسته بندی ها

ثبت

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.