Educating Resilient and Well Designers

چکیده
در این مقاله، بررسی میکنیم که چگونه میتوان تابآوری و بهزیستی را در رویکردهای آموزشی طراحی ادغام کرد و از این طریق آن را بهبود بخشید. بر اساس کارگاههایی با مشارکت دانشجویان، مدرسان و شاغلان حرفهای حوزه طراحی، ۱۰ اصل برای تابآوری طراح تدوین میکنیم. هر یک از این اصول بستری برای طراحی و توسعه فعالیتهای یادگیریِ بعدی فراهم میکند؛ فعالیتهایی که میتوانند به جبران کاستیِ گزارههای آموزشیِ توخالی و فاقد پشتوانه عملی، که در گفتمان آموزشی و پژوهشی مشاهده میشوند، کمک کنند؛ گزارههایی مانند «پذیرش پیچیدگی» و «پیمایش عدمقطعیت و ابهام».
پژوهشهای آتی نتایج ادغام این اصول و فعالیتهای یادگیریِ مبتنی بر آنها را در یک برنامه درسی بازنگریشده کارشناسی ارشد علوم (MSc) در طراحی گزارش خواهند کرد.
کلمات کلیدی: طراحی، آموزش، تابآوری، بهزیستی، رویکردهای آموزشی، روشهای تدریس
۱. مقدمه
دانشکده مهندسی طراحی صنعتی ما، مانند بسیاری از دانشکدههای مشابه در سراسر جهان، از دانشآموختگان برجسته و دستاوردهای آنان بهعنوان نشانهای از تأثیرگذاری خود تجلیل میکند. داستانهای مربوط به تغییرات پیشگامانهای که از طریق محصولات، خدمات و سیستمهای جدید ایجاد شدهاند، برای دانشجویان گذشته، کنونی و آینده، و همچنین اعضای هیئت علمی و متخصصان صنعت، بازگو و برجسته میشوند.
دانشجویان جدید طراحی نیز در نخستین روز تحصیل خود، کتابهای درسی مربوط به روشها، مهارتها و دانش بنیادی را دریافت میکنند. با این ترکیب ظریف از برجستهکردن پیشگامان و ارائه کتابهای درسی بنیادی، این پیام را به دانشجویان منتقل میکنیم که آنها نیز میتوانند روزی پیشگام باشند.
بااینحال، پیشگامشدن در ایجاد تغییر، با ناکامیها، عدمقطعیتها و مقاومت در برابر تغییر همراه است؛ عواملی که حتی طراحان باتجربه را نیز دچار آسیبپذیری و تردید میکنند. در مقابل، در استودیوهای آموزشی و گفتمان پژوهشی خود، شاهد رواج گزارههای آموزشیِ توخالی هستیم. از دانشجویان خود میخواهیم که «عدمقطعیت و ابهام را بپذیرند و سریع شکست بخورند».
از دیدگاه آموزشی، این گزارهها هیچ ارزش واقعی ندارند؛ درست مانند اینکه از کسی بخواهیم سالمتر غذا بخورد یا کمتر با هواپیما سفر کند. بنابراین، تلاش برای ارتقای رویکردهای آموزشی طراحی و فراتر رفتن از آموزشهای توخالی، اقدامی ارزشمند است تا بتوانیم شجاعترین و سازگارشوندهترین دانشآموختگان خود را تربیت کنیم؛ دانشآموختگانی که آماده باشند تغییرات ضروری و موردنیاز جهان را پیش ببرند و به اندازهای تابآور باشند که بتوانند این تغییرات را عملی کنند.
۱.۱. تابآوری و بهزیستی در آموزش عالی
میزان افسردگی در میان دانشجویان آموزش عالی بهمراتب بالاتر از جمعیت عمومی است. یکی از راهکارهای حمایت از بهزیستی و عملکرد تحصیلی دانشجویان در این مقطع، بهرهگیری از مفهوم «تابآوری» در روانشناسی مثبتگراست. تابآوری به معنای توانایی بازیابی وضعیت مطلوب پس از مواجهه با ناملایمات و مقابله با استرس است. تابآوری روانشناختی در بستر تجربیات زندگی شکل میگیرد و از طریق آموزشهای شناختی و رفتاری قابلکسب است. اگرچه بسیاری از دانشگاهها میکوشند بهزیستی دانشجویان را از طریق «خدمات مجزا» — نظیر حضور روانشناسان و اجرای برنامههای سلامت — تأمین کنند، اما ما بر این باوریم که شیوه طراحی و سازماندهی آموزش، عاملی کلیدی در شکوفایی دانشجویان و همچنین استادان به شمار میرود. در این زمینه میتوان از تجربیات رشتههایی همچون پرستاری، پزشکی و علوم محیطزیست بسیار آموخت؛ رشتههایی که پیشتر فعالیتهای مرتبط با تابآوری را در برنامه درسی آموزش عالی ادغام کردهاند تا دانشآموختگان را برای ورود به عرصه عمل آماده سازند.
۱.۲. تابآوری و بهزیستی طراح
ما بر ضرورت وجود «تابآوری طراح» تأکید داریم؛ مفهومی که ترکیبی است از انواع عام و خاصِ تابآوری که با ماهیت و الزامات رشته طراحی (اعم از نظریه و عمل) همسو بوده و با آن همافزایی دارند. تعریف عملیاتی تابآوری طراح شامل موارد زیر است:
- بازگشت به وضعیت مطلوب و تداوم عملکرد علیرغم دشواریها و موانع موجود در پروژههای طراحی؛
- سازگاری و انطباق بدون افتِ محسوسِ کارایی در حین مواجهه با مشکلات و ناکامیهای پروژه؛
- رشد تدریجی و کسب ظرفیت تحمل یا «سرسختتر شدن» در برابر دشواریها و عدم قطعیتها؛
- ایجاد آگاهانه شبکههای ارتباطی با همتایان در درون و بیرونِ حوزه طراحی بهمنظور برخورداری از حمایت جمعی.
تابآوری عام (عمومی) در طراحی شامل مواردی همچون مواجهه با نقد و مدیریتِ ایجاد تعادل میان خروجیهای مبتنی بر عملکرد و خروجیهای مبتنی بر یادگیری است.
تابآوری خاص (وابسته به بافتار) نیز شامل مواردی نظیر مدیریت ابهامهای سیستمی هنگام کار در بافتارهای پیچیده اجتماعی، تابآوری عاطفی در تعامل با گروههای هدفِ آسیبپذیر، و تابآوریِ لازم برای مواجهه با پیامدهای منفی در نقش کارآفرینِ حوزه طراحی میشود.
بهعنوان تمایزی مهم، ما «بهزیستی» را وضعیتی گسترده و پایدار از سلامت تعریف میکنیم، در حالی که «تابآوری» ظرفیتی ویژه است که برای محافظت از بهزیستی، هنگام مواجهه با ناکامیها و رویدادهای منفی به کار گرفته میشود.
۲. روششناسی: خلق مشترک (همآفرینی) با جامعه آموزش طراحی
۲.۱. هدف پژوهش و طراحی
در این مقاله، گزارشی از یک پژوهش در حال انجام ارائه میدهیم که هدف آن پرورش و نهادینهسازی تابآوری طراحان در بافت دانشگاهی هلند است. پروژه «تابآوری طراحان» بخشی از برنامهای گستردهتر شامل ابتکاراتی است که طی هفت سال گذشته برای ارتقای سلامت و رفاه دانشجویان اجرا کردهایم. پرسشهای پژوهشی که چارچوب این مطالعه را شکل میدهند، عبارتاند از:
- دانشجویان در مسیر تبدیل شدن به طراح چه تجربیاتی را از سر میگذرانند؟
- چه اصول رفتاریای به دانشجویان در مسیر تبدیل شدن به طراحانی تابآور یاری میرساند؟
۲.۲. روش پژوهش
یکی از اصول محوری نهاد تأمینکننده بودجه ما، یعنی «ابتکار هلند برای پژوهش در آموزش» (Netherlands Initiative for Education Research)، ضرورت انجام پژوهشهای آموزشیِ دانشجو-محور است. از این رو، طی ۲۴ ماه گذشته، ما رویکردی مشارکتی مبتنی بر «پژوهش از طریق طراحی» را در پیش گرفته و کارگاههایی تکرارشونده (مبتنی بر بازخورد و اصلاح) را با دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشکده مهندسی طراحی صنعتی در دانشگاه صنعتی دلفت برگزار کردهایم.
ما به عنوان نویسندگان این پژوهش، خود پژوهشگر و مدرس حوزه طراحی هستیم و در فعالیتهای دانشگاهیمان تأکید ویژهای بر کیفیت آموزش داریم. در طول این پروژه، ما به ذهنیت و پیشینه حرفهای خود به عنوان طراح وفادار ماندهایم تا از طریق برگزاری کارگاهها، تعاملات، فعالیتها و مداخلات عملی، مسیر پیش رو را بیاموزیم و طی کنیم. تاکنون، بیش از ۳۰۰ دانشجوی رشته طراحی در کارگاههای ما با موضوع تابآوری و بهزیستی شرکت کردهاند. همچنین، برای اطمینان از بهرهمندی پروژه از دیدگاههای گستردهترِ حرفهای و پژوهشی، ۵۰ مدرس طراحی از سراسر جهان و ۳۶ متخصص ارشد این حوزه را در پروژه مشارکت دادهایم. در مجموع، ۱۱ کارگاه برگزار شده است که مدتزمان آنها از جلسات ۹۰ دقیقهای تا کارگاههای یک روزه متغیر بوده است.
اگرچه در هر کارگاه مقدمهای کلی درباره تابآوری و بهزیستی ارائه میشود، اما تمرکز ما در هر کارگاه بر موضوعات خاصی است؛ از جمله (و نه محدود به) مقابله با فشارِ عملکرد، بررسی چگونگی محدود شدن خلاقیت بر اثر استرس فیزیولوژیک، و ترسیم مسیر شغلی شخصی. در این مقاله، نخست دادههای حاصل از کارگاهی اخیر را بررسی میکنیم که در آن از دانشجویان خواستیم درباره تجربیاتشان در مسیر طراح شدن و تابآوریِ مورد نیاز برای آن تأمل کنند. سپس، اصول رفتاری (مرتبط با تابآوری) را که طی هشت کارگاه اخیر تدوین و بهصورت تکرارشونده (در روندی اصلاحی) آزموده بودیم، ارائه میدهیم.
رویکرد ما در تحلیل و تأمل شامل تحلیل مضمون یادداشتهای دانشجویان (که روی کاغذهای چسبدار در طول کارگاهها نوشته شده بود)، بازبینی یادداشتهای خودمان از کارگاهها، تأمل در تجربیاتمان به عنوان مدرس و یادآوری خاطرات و روایتهای شرکتکنندگان است که تأثیر عمیقی بر ما گذاشتهاند. ما نیز همچون پژوهشهای پیشین، محدودیتهای روش خود را میپذیریم تا بتوانیم مشارکت دانشجویان را در اولویت قرار دهیم.
بهدلیل ماهیت حساس مباحث مربوط به سلامت و رفاه، چالشها و تابآوری، جلسات ضبط نمیشوند. در مراحل برنامهریزی و اجرای این کارگاهها، ما از راهنماییهای مشاوران تحصیلی دانشکده — که روانشناسان بالینی آموزشدیده هستند — بهره بردیم. این راهنماییها شامل مواردی همچون چگونگی ایجاد فضایی امن در کارگاه، نحوه گفتگو درباره رویدادهای حساس زندگی و چگونگی تشویق مشارکت شرکتکنندگان (بدون آنکه از حدود نقش خود بهعنوان مربی فراتر رویم) بود. در پژوهشهای آتی نیز ضروری است که پیش از برگزاری کارگاهها با دانشجویان، هماهنگی و تعامل مشابهی با روانشناسان صورت گیرد.
۳. تجربیاتِ تبدیلشدن به یک طراح
در این بخش، یافتههایی را در خصوص انواع چالشهایی که دانشجویان رشته طراحی گزارش میدهند و همچنین اشکال گوناگون تابآوریِ طراحان که میتوان بر اساس آن چالشها شناسایی کرد، ارائه میدهیم.
۳.۱. تابآوری در فرایند طراحی و همکاری
دانشجویان از احساس عدم اطمینان (یا ناامنی) بسیاری سخن میگویند که ذاتیِ فرایند طراحی و مسیرِ یادگیری برای تبدیلشدن به یک طراح است. مسائلی که دانشجویان در مواجهه با آنها دچار مشکل میشوند، شامل موارد زیر است (اما به آنها محدود نمیشود):
- دانستنِ اینکه چه باید کرد: «ندانستنِ گام بعدی» یا نداشتنِ «تسلط بر فرایند»؟
- دانستنِ زمانِ توقف: «فرایند هرگز تمام نمیشود؛ چه زمانی کار من به پایان میرسد؟»
- جنبههای اجتماعی فرایند طراحی، از جمله نحوه همکاری و تعامل با کارفرمایان، مانندِ مواجهه با: «اختلافنظرهای خلاقانه در تیم» یا «مدیریتِ شخصیتهای متفاوت» و «تشخیصِ اینکه چه زمانی باید به حرف کارفرما گوش داد و چه زمانی به تخصص خود اعتماد کرد»؟
- دانستنِ نحوه برخورد با نقد: «ارائه طرح شخصی میتواند بسیار دلهرهآور باشد»، زیرا شما «تمام وجود و احساس خود را صرف آن طرح کردهاید.»
۳.۲. مسئولیت و دغدغهها پیرامون تأثیرگذاری
دانشجویان نسبت به تأثیری که طراحیهایشان (باید) بر افراد، جامعه و در مقیاسی وسیعتر، بر سیاره زمین بگذارد، احساس مسئولیت میکنند؛ برای مثال، این حس که «باید این مسئله را حل کنی، وگرنه هیچچیز تغییر نخواهد کرد.» آنها در خصوص تأثیری که تصور میکنند باید ایجاد کنند در مقایسه با آنچه واقعاً در توان دارند، احساس عدم اطمینان و ناتوانی میکنند. چنانکه یکی از دانشجویان میگوید: «این حس وجود دارد که بشریت در حال نابود کردن سیاره است و آینده ما محکوم به فناست.» دانشجوی دیگری نیز چنین بیان میکند: «این احساس که مسئلهای که برای آن طراحی میکنید آنقدر دشوار است که در بازه زمانی پروژه قادر نخواهید بود سهم معناداری در حل آن داشته باشید.»
دانشجویان اذعان میکنند که از مخاطرات کار با افراد آسیبپذیر آگاه هستند. یکی از دانشجویان میگوید که «نگران پرسیدن سؤالات نامناسب یا برانگیختن احساسات و یادآوری تجربیات منفی» است، و در عین حال خود را مسئول میداند که طرحی کارآمد و مفید برای افراد ایجاد کند. دانشجویان در مجموع، احساس «لزوم خلق طرحی بینقص برای جلب رضایت کاربران» را توصیف میکنند.
در نهایت، آنها در خصوص پیامدها و تأثیرات کار، نگران بدهبستانهای مالی در تقابل با تأثیرات اجتماعی هستند؛ برای نمونه، آیا باید با کارفرمایی که ارزشهای مشترکی با آنها ندارد همکاری کرد؟ و چه زمانی باید پاسخ منفی داد؟ بهعنوان مثال، دانشجویی از این هراس داشت که در مسیر شغلی خود «مجبور به ادامه دادنِ تصمیماتی شود که از نظر اخلاقی محل تردید هستند.»
۳.۳. کمالگرایی، اعتمادبهنفس و فشار برای عملکرد مطلوب
بسیاری از دانشجویان نشانههایی از کمالگرایی بروز میدهند؛ چنانکه یکی از آنها صراحتاً میگوید: «میخواهم همه کارها را بینقص انجام دهم.» کمالگرایی خود را در قالب ترس از انتخابهای نادرست، «تردید درباره انتخابها» و «ناتوانی در تصمیمگیری» نشان میدهد. برای مثال، میتوان به مواردی همچون اعتمادبهنفس پایین نسبت به کیفیت طرحها، «انتقاد بیشازحد از ایدههای خود» و «احساسِ کافی نبودن» اشاره کرد. دانشجویان همچنین به مقایسه خود با دیگران (الگوبرداری تطبیقی) میپردازند. به گفته یکی از دانشجویان: «تلاش بیشتر، انجام کارهای بیشتر و داشتن بردِ (board) بزرگتر در نرمافزار Miro به این معناست که پروژه طراحی شما بهتر خواهد بود.» این رویکرد، سرعت و حجم کار را تشویق میکند، نه تأمل و تلفیق ایدهها را. دانشجوی دیگری با نگاهی کلیتر میگوید: «به خودم توجهی نداشتم. فقط دیگران را میدیدم و فکر میکردم باید سریع پیش بروم. تصمیمات شتابزدهای میگرفتم که نتیجهبخش نبودند. اما وقتی سرعت کارم را کم کردم و به تأمل پرداختم، اوضاع رو به بهبود رفت.»
دانشجویان برای پرهیز از مقایسه شدن با دیگران و پیامدهای تنبیهیِ «عقب ماندن» یا عملکرد ضعیفتر نسبت به همسالان، از تعامل با یکدیگر کنارهگیری میکنند. به گفته یکی از دانشجویان: «در مرحله فارغالتحصیلی (پایاننامه یا پروژه نهایی)، فضای همکاری کاملاً از بین میرود و هر کس صرفاً روی پروژه خودش و در "مسیر اختصاصی" خود متمرکز میماند.»
کمالگرایی همچنین میتواند باعث شود دانشجویان در پیشبرد پروژههایشان رویکردی محافظهکارانه در پیش بگیرند؛ آنها «بخشی از توان و تلاش خود را برای پروژهها ذخیره نگه میدارند تا اگر نمره بالایی نگرفتند، از خود محافظت کرده باشند.» دانشجویان این رویکرد را راهی برای مصون ماندن در برابر انتقاد میدانند و با خود میگویند: «من تمام توانم را به کار نگرفتم، بنابراین آسیبی هم ندیدم.» جالب آنکه این کمالگرایی در نگرش آنها نسبت به مسیر شغلیشان نیز نمود پیدا میکند؛ بهطوریکه از «ندانستن اینکه برای داشتنِ یک زندگی مطلوب، باید وقت خود را صرف چه کاری کنند» سخن میگویند و از این هراس دارند که «شغل دلخواهشان را به دست نیاورند و در نتیجه، به کمتر از آن رضایت دهند.»
۳.۴. هویت طراحی
دانشجویان علاوه بر فقدان اعتمادبهنفس نسبت به کیفیت و فرایند طراحی خود، نوعی «ناامنیِ حرفهای» (یا ناامنیِ مرتبط با رشته) را نیز در سطحی کلیتر گزارش میکنند؛ ناامنیای که به این پرسش بازمیگردد که آنها بهعنوان طراح، چه ارزشی را میتوانند در مسیر شغلی خود ارائه دهند. این ناامنی در مورد ارزش طراحی، شامل نگرانیهایی از قبیل «درک نشدن ارزش طراحی توسط دیگران» است. دانشجویان بهویژه به احساس ناامنی در ارتباط با سایر رشتهها اشاره داشتند. یکی از دانشجویان از چالشِ «ایجاد تعادل میان طراحان و مهندسان» سخن میگوید و دیگری به وضعیتِ «آشنایی با حوزههای متعدد، در عینِ باقی ماندن در جایگاه یک فردِ بیرونی و غیرمتخصص» اشاره میکند. افزون بر این، دانشجویان از ناامنیهایی پیرامون مسیر شغلی و هویت طراحی خود میگویند و این پرسش را مطرح میکنند که «تخصص من دقیقاً چیست؟» در نهایت، یکی از دانشجویان احساس خود را اینگونه توصیف میکند: «عدم اطمینان نسبت به چشمانداز شغلی و ارزشی که بهعنوان یک طراح تازهکار دارم.»
۳.۵. پیامدها برای تعادل میان زندگی و فعالیت طراحی و میزان درگیری ذهنی با کار
تجربهی احساس مسئولیت، کمالگرایی و (هنوز) متخصص نبودن در طراحی، منجر به مشکلات گوناگون سلامت روان و تأثیرگذاری بر زندگی دانشجویان میشود. بسیاری از دانشجویان از مشکلاتی در زمینه احساس فشار زمانی سخن میگویند: «شبها همچنان میخواهم کارها را تمام کنم و تا وقتی کار تمام نشود، نمیتوانم بخوابم» و «کار بیش از حد به خاطر احساس مسئولیت». این فشار زمانی زمانی به استرس میانجامد که دانشجو «در حین پروژه گیر میکند، اما همچنان مجبور است آن را برای گرفتن نمره به پایان برساند».
همچنین، دانشجویان بسیاری گزارش میدهند که نمیتوانند ذهن خود را از کار جدا کنند؛ یکی از آنها میگوید: «دست کشیدن از فکر کردن به کار دشوار است.» دیگری از «بیخوابی در مواقعی که نمیتوان مفهوم یا چشمانداز مناسبی برای پروژه پیدا کرد» سخن میگوید. در عین حال، دانشجویان از این تأثیر بر زندگی خود آگاهاند و میگویند که میخواهند بیاموزند چگونه بیش از حد به کارشان «وابستگی شخصی» پیدا نکنند.
در مقابل، پیامد دیگرِ گزارششده، فقدان انگیزه و نبودِ «الهام، اشتیاق و شور و حرارت» است. پیامدهای منفی برای «تعادل میان زندگی و فعالیت طراحی» با فشارهای ناشی از دانشجو بودن و لزوم برآورده کردن الزامات درسی، تشدید میشود. چنانکه یکی از دانشجویان اشاره میکند: «ساعات برنامهریزیشدهی زیادی برای کار روی پروژهها وجود دارد؛ روزها طولانی هستند.» دیگری میگوید: «روزهای کاری در دانشگاه بسیار طولانی است؛ اغلب صبحها در تاریکی به آنجا میروید و موقعی هم که هوا تاریک شده، آنجا را ترک میکنید. این وضعیت اغلب حس افسردگی ایجاد میکند.»
۴. پرورش تابآوری طراح
۴.۱. چارچوبی برای تابآوری طراح
بر اساس یافتههایمان، لایههای گوناگونی از تابآوریِ طراحانه را برای دانشجویان شناسایی میکنیم که در شکل ۱ نشان داده شده است. در بنیادیترین سطح، هر دانشجوی طراحی برای رویارویی با چالشهای ذاتیِ فرایند طراحی و همکاریهای مرتبط با آن، به تابآوری نیاز دارد. لایه بعدیِ تابآوری، معطوف به شکلدهی به آیندهای نامعلوم در حرفه طراحی و هویتِ طراحیِ مرتبط با آن است. در نهایت، ما لایهای زمینهای از تابآوری را شناسایی میکنیم که با احساس مسئولیت در قبال افراد، جامعه و سیاره زمین پیوند دارد.
در آموزش طراحی، میتوانیم با روشهای گوناگون به هر یک از این لایهها بپردازیم. برای نمونه، تابآوری در فرایند طراحی را میتوان به بهترین شکل در قالب مربیگری (کوچینگ) و در جریان پروژههای خاص طراحی تقویت کرد؛ حال آنکه تابآوریِ مرتبط با هویت طراحی و ایجاد تأثیرگذاری را میتوان در جلسات تأملگرایانهای که فراتر از پروژههای طراحی هستند، مورد توجه قرار داد.

۴.۲. چشمانداز ما برای شکلدادن به تابآوری طراح
ما بر این باوریم که بهبود بهزیستی دانشجویان مستلزم تغییر در نظامهای آموزشی است؛ (همانگونه که در انتشارات پیشین خود نیز استدلال کردهایم). برای مثال، تلاش کردهایم با حمایت از حذف عناصر رقابتیِ غیرضروری در آموزش طراحی، فشار برای عملکرد را کاهش دهیم و با ایجاد یک برنامه اجتماعی، اعتمادبهنفس دانشجویان را افزایش داده و حمایت همتایان را تقویت کنیم.
بااینحال، نه میتوانیم و نه باید دانشجویان را بهطور کامل از چالشها و دشواریهای ذاتیِ طراحی محافظت کنیم. بنابراین، هدف ما این است که تابآوری طراح را در سالنهای سخنرانی، کلاسهای درس، جلسات راهنمایی و استودیوهای خود پرورش دهیم.
همچنین هدف ما طراحی و ایجاد فعالیتهای یادگیریای است که دانشجویان را به یادگیری خودراهبر ترغیب کنند. یکی از راههای مهمی که برای تحقق این هدف دنبال میکنیم، معرفی ۱۰ اصل برای تابآوری طراح است؛ اصولی که مسیرهایی برای گنجاندن فعالیتهای یادگیری جدید در آموزش طراحی فراهم میکنند و از این طریق، برنامههای درسی را بازشکل میدهند.
۴.۳. ده (۱۰) اصل برای تابآوری طراحان
این اصول، تابآوری روانشناختی، تفکر سیستمی و تفکر طراحی را با هم تلفیق میکنند تا بستری برای کاوش و تأمل فراشناختی فراهم آورند. هستهٔ اصلی این اصول، ظرفیت انعطافپذیری فراشناختی است که امکان سازگاری با محیطهای متغیر و گاه دشوار را فراهم میسازد. در پژوهشهای آتی، فعالیتهای یادگیری مرتبط با هر یک از این اصول را ارائه خواهیم کرد.
این ده اصل عبارتاند از:
- طراح تابآور ممکن است در حال حاضر احساس سردرگمی کند، اما میداند که هر روز و هر پروژه، گامی است به سوی یافتن هدفش. بسیاری از دانشجویان ما نمیتوانند مسیر و مقصد خود را به روشنی بیان کنند؛ در عوض، آنها در سفری برای خودشناسی به سر میبرند و ما باید متناسب با این شرایط، آنها را راهنمایی، آموزش و هدایت کنیم؛
- طراح تابآور برای دنبال کردن هدف خود، قاطعانه عمل میکند. اگر هدف مشخص باشد، طراح تابآور با قاطعیت از «منطقه امن» خود فراتر میرود، حتی اگر این کار به معنای ایجاد آشفتگی و بینظمی باشد؛
- طراح تابآور به هویت و هدف خود وفادار و صادق است. در بطن این اصل، حس قوی اخلاقمداری نهفته است. این اصل طراح را فرامیخواند تا با جسارت پای هویت خود بایستد، حتی اگر این کار به قیمت از دست دادن محبوبیت یا اتخاذ مواضعی خلاف جریان رایج تمام شود؛
- طراح تابآور، اشتیاق خود برای تغییر جهان را با هر دو حس «امید» و «ناامیدی» (بیم و امید) تغذیه میکند. با وجود حس همدلی قوی، طبیعی است که طراحان در مواجهه با بیعدالتیهایی که میبینند و قصد اصلاحشان را دارند، دچار ناامیدی شوند؛ اما امید همان جرقهای است که ما را به سوی عمل سوق میدهد. همیشه میتوان راه بهتری یافت؛
- طراح تابآور، کارهای ناتمام و پرداختنشدهی خود را به اشتراک میگذارد. شگفتانگیز است که چگونه طراحان جوان، از ترسِ طرد شدن و انتقاد، کارهایشان را پنهان میکنند. این رفتار با روحیه «همآفرینی» در طراحی در تضاد است و برای یادگیری عمیق در آموزش عالی، حقیقتاً زیانبار میباشد.
- طراح تابآور نسبت به «فرهنگ عملکرد» رویکردی سنجشگرانه و آگاهانه دارد. فرهنگ عملکرد میتواند به رشد ما کمک کند، اما باید هوشیار باشیم و بدانیم چه زمانی باید از آن فاصله بگیریم تا اصالت و هدف خود را در اولویت قرار دهیم؛
- طراح انعطافپذیر به طور فعال محیطی را شکل میدهد که در آن بازخورد دریافت میکند. هنگام تلاش برای پیشگامی در اصلاحات سیستمی یا پیشبرد نوآوریهای بنیادی، میتوان انتظار داشت که افراد تا حدی در برابر تغییر مقاومت کنند، زیرا افراد به وضع موجود پایبند هستند. طراح انعطافپذیر مراقب است محیطی را بسازد که در آن کار را به اشتراک بگذارند و در نتیجه بازخورد دریافت کنند.
- طراح انعطافپذیر به فرآیند خود اعتماد دارد و آن را هدایت میکند. ما در طول تحقیقات خود مشاهده میکنیم و متوجه میشویم که دانشجویان اغلب به دنبال «کمال» هستند. با این حال، میدانیم که در طراحی، کمال یک توهم است. بلکه طراحان برای برآورده کردن ترکیبی از محدودیتها به سمت نتایجی ارزشمند، مطلوب، عادلانه، امکانپذیر، پایدار و قابل اجرا تلاش میکنند. این ترکیب به خودی خود به اندازه کافی دشوار است!
- طراح انعطافپذیر معتقد است که «همسویی ذینفعان» موقتی است و کثرتگرایی واقعی و گفتگوی دموکراتیک به معنای اجازه دادن به تنوع و در نتیجه شمول برای ایجاد ارزش است. هرچه فرآیند طراحی خود را بیشتر به روی ذینفعان و دیدگاههای جدید باز کنیم، تطبیق این تفاوتها به یک «راه حل» که برای بسیاری، نه تعداد کمی، ارزش ایجاد کند، دشوارتر میشود. طراحی فراگیر زمان میبرد و میتواند آشفته به نظر برسد.
- طراح انعطافپذیر به طور فعال جوامع اطراف خود را برای حمایت جمعی شکل میدهد. طراح انعطافپذیر به طور فعال جامعهای از همسالان همفکر را توسعه میدهد که به دنبال طراحی برای تأثیرگذاری هستند. هدایت این جامعه به معنای کمک سخاوتمندانه به موفقیت دیگران است. وقتی زمان درخواست کمک از همسالان فرا میرسد، طراح انعطافپذیر پذیرای نشان دادن آسیبپذیری خود و درخواست کمک از همسالان است.
۵. نتیجهگیری
این تحقیق آموزشی که با بودجهی دولتی انجام شده است، بررسی میکند که چگونه تابآوری و رفاه به عنوان راهی برای گشودن انعطافپذیری و تأمل فراشناختی میتواند نحوهی آموزش و یادگیری طراحی ما را بهبود بخشد. ما ۱۰ اصل برای تابآوری طراحان وضع میکنیم. هر اصل، بستری را برای توسعهی فعالیتهای یادگیری بعدی ارائه میدهد که اظهارات آموزشی توخالی را که در گفتمان آموزش و پژوهش مشاهده کردهایم، اصلاح میکند (پیچیدگی را بپذیرید، عدم قطعیت و ابهام را هدایت کنید). تحقیقات آینده، نمونهی اولیه و گزارش نتایج حاصل از این فعالیتهای یادگیری جدید را ارائه خواهند داد. علاوه بر این، در انتشار بعدی، نشان خواهیم داد که چگونه تابآوری طراحان در برنامهی درسی اصلاحشدهی کارشناسی ارشد علوم طراحی در دانشگاه فنی دلفت برای تأثیر طولانیمدت ادغام شده است.
منبع: https://www.researchgate.net/publication/370984313_Educating_Resilient_and_Well_Designers
مقالات مرتبط:








