Ethics VS Morality
?What are Designers Responsibilities

نکات مهم قبل از مطالعه:
- Ethics / اخلاق: به قواعد و اصول رفتاری گفته میشود که بهصورت سیستماتیک و حرفهای تعریف شدهاند و در یک زمینه مشخص (مثل طراحی، پزشکی یا مهندسی) برای هدایت رفتارها استفاده میشوند.
- Morality / مرام: به باورها و ارزشهای فردی یا فرهنگی اشاره دارد که نشان میدهند فرد یا جامعه چه چیزی را درست یا نادرست میداند.
در زمینه طراحی:
- Design Ethics / اخلاق طراحی به استانداردها، قوانین و دستورالعملهایی گفته میشود که طراح باید در حرفه خود رعایت کند تا تصمیماتش به نفع کاربران و جامعه باشد. (Ethical Design طراحی اخلاقی با اخلاق طراحی متفاوت است.)
- Morality / مرام طراحی به وجدان، باورها و ارزشهای فردی طراح اشاره دارد که رفتارها و تصمیمات حرفهای او را شکل میدهند.
از کودکی، همواره وسواس داشتم که بفهمم دنیا چگونه کار میکند و چگونه میتوانم آن را برای همه ما بهتر کنم و به عنوان یک طراح و هم به عنوان یک انسان همیشه بین معنا و مفهوم اخلاق و مرام دچار تردید بودهام. با وجود اینکه حس بسیار قوی از اخلاق حرفهای دارم، اما درک درستی از مرام عمومی ندارم؛ این موضوع اغلب باعث ایجاد تعارض با اطرافیانم در مورد اصول و ارزشها شده است.
به عنوان طراح، ما با اصول متقاعدسازی و بازگشت سرمایه آشنا میشویم و هر روز با فشارهای متعدد از سوی ذینفعان، مشتریان و اعضای تیم مواجه هستیم، به تبع آن گاهی ممکن است در نهایت فراموش کنیم که چه کاری انجام میدهیم و چرا. درست است که اغلب درباره مسئولیتهای شرکتها یا دولتها میشنویم… اما مسئولیت طراحان چه میشود؟
در این نوشتار رویکرد شخصی من به اخلاق به عنوان یک طراح بیان شده است، اما ابتدا: اخلاق چیست؟
اخلاق در مقابل مرام
واژه Ethics (اخلاق) از زبان یونانی èthos گرفته شده و به معنای «شخصیت» و «رفتار» است.
اخلاق شاخهای از فلسفه است که معیارهای منطقی را برای سنجش اینکه یک رفتار انسانی خوب، عادلانه، قانونی یا ناعادلانه، غیرقانونی، نامناسب یا بد است، بررسی میکند.
در مقابل، مرام (Morality) به مجموعه هنجارها و ارزشهای یک فرد یا گروه اشاره دارد. مرام هنجارها و ارزشها را بهعنوان واقعیتهایی پذیرفتهشده و مشترک میان افراد میبیند، در حالی که اخلاق تلاش میکند توضیحی منطقی و عقلانی برای آنها ارائه دهد.
معمولاً این تفاوت را زمانی بهتر درک میکنیم که خودمان آن را تجربه کنیم، برای مثال از طریق تبعیض.
بیایید یک مثال بزنیم:
به عنوان زن، ما اغلب در تاریخ مرام عمومی قربانی بودهایم و هنوز هم هستیم. ما مجبور بودیم برای بهدستآوردن حق رأی و برخورداری از برابری در محیط کار مبارزه کنیم، و این به این دلیل بود که مرام (که با گذر زمان تغییر میکند) به زنان اجازه میداد که پایینتر از مردان تلقی شوند. (مثلاً قانونی در سال ۱۸۰۰ در فرانسه زنان را از پوشیدن شلوار منع میکرد، زیرا این کار غیر اخلاقی محسوب میشد.)
شوپنهاور نوشته است:
ضعف در مهارتهای استدلالی آنها همچنین توضیح میدهد که چرا زنان نسبت به مردان همدردی بیشتری با افراد ناراضی و مصیبتزده نشان میدهند.
در حالی که فروید زنان را چنین توصیف کرده است:
وقتی به اخلاق میرسیم، آنچه برای زنان از نظر اخلاقی طبیعی است، با آنچه برای مردان طبیعی است متفاوت است. ابرمن زنانه هرگز بدون انعطاف، بیطرف و مستقل از ریشههای احساسی خود نیست… زنان کمتر حس عدالت دارند، کمتر آمادهاند تا به خواستههای بزرگ زندگی تن دهند و در قضاوتهای خود غالباً بیشتر تحت تأثیر احساسات محبت یا خصومت قرار میگیرند.
چالشهای اخلاقی برای طراحان امروز
امروزه مرام عمومی در بسیاری از مسائل مهم گذشته تکامل یافته است، اما ما در دنیایی فوقالعاده متصل و پیچیده زندگی میکنیم که هر روز چالشهای اخلاقی جدیدی پدیدار میشوند.
به نظر من، فناوری و محیطزیست دو موضوع حساس و تعیینکننده برای یک طراح در دنیای امروز هستند.

نوآوری بدون فناوری: آیا ممکن است؟
وقتی من از فناوری صحبت میکنم، منظورم دیدگاه ابزاری و معنای بسیار گسترده آن است، نه فقط معنایی که اغلب به صورت طبیعی با کلمه «مدرنیته» مرتبط میکنیم. البته، فناوری میتواند شامل اینترنت، شبکههای اجتماعی، اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی، رباتیک و غیره باشد، اما حتی ساز موسیقی برای یک نوازنده هم نوعی فناوری است، یا وقتی انسان آتش را کشف کرد در واقع در حال تجربه و استفاده از فناوری جدید بود.
امروزه ما بیش از پیش از خود میپرسیم که تا چه حد مشروع است فناوری را پیش ببریم، چه زمانی درست است و چه زمانی نه.
در جامعهای که امروز در آن زندگی میکنیم، شرکتها مجاز هستند که اطلاعات کاربران خود را هنگام استفاده از محصولات و خدماتشان جمعآوری کنند. این کار قانونی و مجاز است و از نظر فرهنگی پذیرفته شده، بنابراین از منظر مرام عمومی اخلاقی به نظر میرسد.
اما از دیدگاه اخلاقی، ما باید از خود بپرسیم:
- این دادهها چه سرنوشتی خواهند داشت؟
- چه کسی به آنها دسترسی خواهد داشت؟
- چه کاری با آنها انجام میدهند؟
- کجا نگهداری میشوند و تا چه مدت؟
- و با چه کسانی به اشتراک گذاشته خواهند شد؟
این مسئله زمانی بسیار خطرناکتر میشود که به جای محصولات و خدمات، دادهها برای حمایت از سیاستمداران دستکاری شوند، مانند رسواییهای اخیر فیسبوک در کمپین انتخاباتی ریاستجمهوری.
رباتیک نیز در مسیر پیشرفتهای هوش مصنوعی، گامهای بزرگی برداشته است. صدها فیلم علمی-تخیلی یا بازی ویدیویی وجود دارند که موضوع اخلاق در برابر فناوری را بررسی میکنند و تجربه آنها واقعاً جالب است، چرا که چشماندازهای جدیدی ارائه میدهد.
من اخیراً بازی Detroit: Become Human را روی PS4 انجام دادم و واقعاً شگفتزده شدم از اینکه چگونه مسائل اخلاقی مربوط به فناوری را در داستان ارائه میکند، به گونهای که به بازیکن فرصت میدهد در مورد مرام و انتخابهای اخلاقی بیاندیشد.
اخلاق حتی زمانی که به ظاهر بیضرر به نظر میرسند در وضعیتهای آشنا و روزمره هم به سراغ ما میآید: در دهه ۱۹۵۰، یخچالها اغلب بدون فریزر کوچک و تکدر بودند. امروز، به خصوص در کشورهای ثروتمند، یخچالهای دو در و به اندازه کمد لباس در بسیاری از خانهها دیده میشوند.
یک یخچال بزرگتر یعنی ویژگیهای بیشتر بعلاوه مقدار غذای بیشتر؛ و اینجاست که خود را در حال خرید غذای بیش از حد نیاز میبینیم و آن را هدر میدهیم. این نمونهای برجسته از پارادوکس جِوِنز ( Jevons paradox میگوید پیشرفت تکنولوژیکی کارایی استفاده از یک منبع را افزایش میدهد و به موازات آن تمایل به مصرف از آن منبع نیز افزایش مییابد) است.
بدیهی است که هدر رفتن غذا در جهان امروز یک مشکل بسیار جدی به شمار میرود.
بهعنوان یک طراح، این روزها بیش از پیش از خودم میپرسم:
- آیا فناوری برای نوآوری واقعاً ضروری است؟
- آیا میتوانیم استراتژیهای نوآوری پیدا کنیم که به انسان اجازه دهند در هماهنگی با اکوسیستم پیشرفت کند، بدون وابستگی به فناوری؟
به نظر من:
«اجازه دهیم انسان در هماهنگی با زیستبوم خود (اکوسیستم) تکامل یابد»
تمام این کلمات مهم هستند و هر یک معنای عمیقی را در خود دارند.
در زندگی شخصیام، من وگان و مخالف تبعیض گونهای (antispeciesist) هستم و بهشدت به اهمیت اشتراکگذاری برای یک تکامل مشترک و برابری نه تنها بین انسانها، بلکه برای تمام گونههایی که روی این سیاره زندگی میکنند باور دارم.
این باورها در رویکرد من به عنوان یک طراح نیز منعکس میشوند؛ هم در دینامیکهایی که در تیمهایی که با آنها کار میکنم ایجاد میکنم، و هم در روشها و رویکردهایی که هنگام طراحی یک تجربه اتخاذ میکنم.
از دیدگاه اخلاقی و فلسفی، این رویکرد به زندگی — حتی پیش از طراحی — تحت عنوان بومشناسی ژرفنگر (یا اکولوژی عمیق (Deep ecology) جهانبینی یا مجموعهای از باورها است که تغییر عمده در نگرشها و ارزشها و رفتارهای انسان را لازم میداند و ضمن نفی انسانمحوری، کنش فردی را بهسمت حمایت از طبیعت و بهبود محیط زیست سوق میدهد) شناخته میشود.
این اصطلاح برای اولین بار در یک مقاله در سال ۱۹۷۳ توسط فیلسوف نروژی، آرنه ناس (Arne Næss) مطرح شد.
اکولوژی عمیق یک فلسفه محیطزیستی است که باور دارد محیط زیست زنده به طور کلی باید مورد احترام قرار گیرد و بهطور مستقل از فواید ابزاری آن برای انسان در نظر گرفته شود. براساس اکولوژی عمیق، دنیای طبیعی تعادلی ظریف از روابط پیچیده و در هم تنیده است، بهطوری که وجود هر موجود زنده به بقای سایر موجودات در همان اکوسیستم وابسته است.
بنابراین دخالت یا تخریب انسان در جهان طبیعی تهدیدی برای انسانها و تمامی موجوداتی است که نظم طبیعی را شکل میدهند.
در یک اکوسیستم، تمام موجودات ارزش یکسانی دارند و جایی برای برتری وجود ندارد.

اخلاق در طراحی چرخهای
بهترین روشی که من برای تبدیل باورهایم به کار طراحی ملموس یافتهام، استفاده از رویکرد چرخهای در نوآوری (circular approach to innovation) است؛ واژهای که از حوزه گستردهتر اقتصاد چرخشی (circular economy) وام گرفته شده است.
مفهوم پایهای طراحی چرخهای (circular design) چنین است:
چگونه میتوانم محصول، خدمت یا تجربهای را که امروز به آن نیاز دارم طراحی کنم، بهگونهای که فردا اثرات منفی بر محیط یا جامعه نداشته باشد؟
چه در طراحی محصول، تجربه کاربری یا حتی طراحی خدمات دیجیتال، هماکنون علاقه و هیجان زیادی برای بازاندیشی در سیستمهای ما وجود دارد تا آنها بهگونهای بهتر برای همه ما عمل کنند. برای مثال، شما همین حالا این مقاله را روی صفحهنمایشای میخوانید که احتمالاً در یک سیستم خطی (Linear) طراحی شده است: به این معنا که ابتدا مواد استخراج میشوند، سپس به محصول تبدیل میشوند و در نهایت، زمانی که این صفحهنمایش دیگر مفید نبود، آن را دور میاندازیم یا در بهترین حالت، بازیافت میکنیم.
این صفحهنمایش انرژی مصرف میکند، انرژیای که خود نیز از فرآیندی حاصل میشود که در آن از طبیعت بهرهبرداری میشود.
در واقع، هر چیزی که وجود دارد از طبیعت میآید، واقعاً همه چیز. گویی که همه چیز رایگان است؛ ما مدام از طبیعت برداشت میکنیم، اما نه، اصلاً رایگان نیست! و هزینه آن در آینده پرداخت میشود.
در حقیقت، در یک سیستم خطی، از مرحله استخراج تا پایان چرخه عمر محصول، ما آلودگی تولید میکنیم، منابع را تخلیه میکنیم و زیستگاه گونههای دیگر را به خطر میاندازیم.
اما ما چه بیان کنیم و یا نه بسیار نگرانیم، زیرا ما انسانها نیز مانند دیگر موجودات، موجودات زیستی هستیم؛ به هوا و غذا نیاز داریم و اگر طبیعت درست کار نکند، این مشکلی برای همه ما خواهد بود.
هر چیزی که اطرافمان میبینیم، نتیجه یک فرایند طراحی است، همه چیز.
پس به عنوان طراحان، تمام منافع ما در این است که آنچه طراحی میکنیم، ما را زنده نگه دارد.
سیستمها و ارزشها
نکتهی اصلی این است که ما باید دیدگاه خود را تغییر دهیم و دست از طراحی در جزیرههای جدا برداریم: ما در دنیایی فوقالعاده متصل زندگی میکنیم، میتوانیم چیزی را از آن سوی دنیا به صورت آنلاین خریداری کنیم و ظرف چند روز در خانه داشته باشیم، همه چیز فقط با یک کلیک در دسترس است و سیستمها پر شدهاند از چیزهایی که ارزش و معنای خود را از دست دادهاند.
اینجاست که ما باید با دو کلمه کلیدی شروع کنیم: سیستم و ارزش.
داشتن چشمانداز سیستم به این معناست که:
همه چیزهایی را که پیرامون خدمتی که طراحی میکنیم جریان دارد در نظر بگیریم، تأثیرات را در بازههای زمانی مشخص و حتی دور در آینده تصور کنیم، و ارتباطات میان رویدادها را ببینیم.
این کمی شبیه همان چیزی است که ادوارد لورنز در دهه ۷۰ میلادی آن را «اثر پروانهای» (butterfly effect) نامید:
«آیا بال زدن یک پروانه در برزیل میتواند باعث یک طوفان در تگزاس شود؟»
این یعنی وقتی شما به عنوان یک مصرفکننده یک خدمت یا محصول چرخهای میخرید، در واقع در حال خرید یک سیستم کامل هستید که در آن «همه چیز تغییر میکند و هیچ چیزی از دست نمیرود».
همچنین به این معناست که استفادهای که مصرفکننده از یک کالا میکند، به همان اندازه چرخه عمر خود کالا اهمیت دارد و اینجا دوباره بحث اخلاق وارد میشود.
ما خودمان یک سیستم اخلاقی و باارزش هستیم
اگر به اصول اکولوژی عمیق (Deep Ecology) و اقتصاد چرخهای (Circular Economy) برگردیم، میدانیم که در یک سیستم هماهنگ، هر ذینفع منحصر به فرد و ضروری است و اینجاست که مفهوم ارزش وارد میشود:
هر جزء سیستم معنای خودش را دارد و برای سایر اجزا ضروری است تا حلقه سیستم به درستی کار کند.
یک مثال خیلی ساده از یک سیستم هماهنگ: خود ما هستیم!
بدن ما یک سیستم است که از زیرسیستمها (عصبشناسی، تنفسی، خونی، ایمنی و غیره) تشکیل شده است. در واقع، هیچ چیز اضافه و غیرضروری در بدن ما وجود ندارد. و وقتی بدن ما در هماهنگی باشد، همه چیز درست است؛ بنابراین این یک سیستم کاملاً اخلاقی است.
وقتی یک موز میخوریم، بدن ما آن را تجزیه میکند و بعد از هضم، دوباره به طبیعت بازمیگردد: این یک چرخه کاملاً دایرهای است!
برای اینکه اخلاقیتر شویم و رفلکس تفکر سیستمی در ما شکل بگیرد، طراحان باید توانایی یک پزشک را در خود پرورش دهند؛ پزشکی که نمیتواند تنها ریه یا معده را درمان کند بدون آنکه کل سیستم را در نظر بگیرد. تنها با این رویکرد است که میتواند تشخیص درست بدهد و سپس درمان مناسب را انتخاب کند؛ درمانی که بهترین تطابق را با نیازها و مشکلات شناساییشده داشته باشد.
بهعنوان طراح، ما باید از نظر روششناسی و ابزارها باز و منعطف باشیم: میتوانیم از تجربیات موجود استفاده کنیم (مثل روشهای تفکر طراحی، Agile، ابزارهای طراحی تجربه یا خدمات و غیره)، اما در عین حال باید نوآور و خلاق باشیم.
هیچ نسخهی معجزهآسا یا قرص جادویی وجود ندارد که همه مشکلات را حل کند، اما من واقعا معتقدم که مهربانی، صداقت و به اشتراک گذاشتن میتواند بهترین ابزارها برای ایجاد تغییرات مثبت باشد.
من همچنین به قدرت الگو بودن برای دیگران و هدایت مسیر باور دارم: وقتی دیگران ببینند شما چنین میکنید، شجاعت پیدا میکنند و خودشان هم این کار را انجام میدهند. متأسفانه این اثر هم میتواند مثبت باشد و هم منفی!
ما همه باید رویکرد خود، چه شخصی و چه حرفهای، را به رویکردی اخلاقیتر، چرخشی و خلاقانهتر تبدیل کنیم.
این تغییر برای همه ما لازم است، چون ما همه نفس میکشیم و میخواهیم زنده بمانیم.
منبع: https://ethicaldesign.medium.com/ethics-vs-morality-what-are-designers-responsibilities-58c8ab07229f
مقالات مرتبط:
- اخلاق در پژوهش طراحی ــ بخش اول
- اخلاق در پژوهش طراحی ــ بخش دوم
- چه چیزی اخلاق نیست؟ (اشتباهات رایج دربارهی تعریف اخلاق)
- نگاهی به تصمیمگیری اخلاقی از چهار رویکرد متفاوت
- چرا اخلاق باید در هستهی داستانسرایی طراحی باشد؟
- مسئولیت اخلاقی طراح و طراحی اخلاقی ــ بخش اول
- اخلاق در طراحی! اخلاق چیست؟
- پرورش طراحان اخلاقمدار ــ بخش اول
- اصول اخلاقی برای طراحی ــ بخش اول
- تعریف چارچوبی برای طراحی اخلاقی ــ بخش اول






