Defining a Framework of Ethical Design
چرا ما به دنبال نقطهٔ همپوشانی بین اخلاق، طراحی و فناوریِ دادهمحور برای یک خدمت هستیم؟ چگونه میتوانیم دانشی کافی در مورد اخلاق و طراحی اخلاقی در شرایط امروزی به دست آوریم؟
«منظور شما از «اخلاق» و «طراحی اخلاقی» چیست؟»
قبل از اینکه به مفهوم طراحی اخلاقی بپردازیم، بسیار مهم است که ابتدا بدانیم خود اخلاق به چه معناست. برخی از افراد اخلاق را مرتبط با اخلاقیات (morality) میدانند، در حالیکه برخی دیگر به آن بعد سیاسی میدهند و برخی دیگر آن را اساساً مبتنی بر اصول فلسفی یا دینی در نظر میگیرند.

جعبه ابزار گسترهٔ طراحی اخلاقی (Unpack Ethical Design) با استفاده از چارچوبی توسعه یافته است که پنج مفهوم اخلاقی معروف به «طیف اخلاق برای طراحی و فناوری» را در خود جای داده است. این چارچوب بهعنوان پایهای برای انشعاب مفاهیم و ارزشهای اخلاقیِ خاصتر و محدودتر عمل میکند.
این مقاله خلاصهای از اخلاق نظری را ارائه میدهد و رابطهٔ بین طراحی، فناوری و اخلاق را بررسی میکند. هدف آن ارائهٔ بینش بیشتری در مورد جزئیات ساخت چارچوب و منطق اساسی آن است.
اخلاق دارای لنزهای متنوعی است که از طریق آنها میتوان «خوبیِ» امروزی را درک کرد، زیرا آنها در مفاهیم مختلف توسعه یافته و تفسیر شدهاند. نظریههای اخلاقی غالب سنتی، مانند اخلاق فضیلت گرا (virtue ethics)، اخلاق وظیفه گرا (deontology ethics) و فایدهگرا (utilitarianism) به شکلهای متنوعتری از نظریههای اخلاقی هنجاری مانند رویکرد قابلیت (capability approach)، اخلاق عدالت (justice ethics) و اخلاق مراقبت (care ethics) توسعه یافتهاند. در مقیاس جهانی، این مفاهیم پیچیده و گسترده از اخلاق با اخلاقیات، سبک زندگی و همچنین فرهنگها، گاه بهطور نامرئی، در هم تنیده شدهاند.
بر اساس فرهنگ لغت انگلیسی کمبریج، تعریف اخلاق عبارت است از:
«نظامی از باورهای پذیرفتهشده که رفتار را کنترل میکند، بهویژه نظامی مبتنی بر اخلاقیات (morals).» و شکل جمع، اخلاق (ethics) را بهصورت «مطالعهٔ آنچه از نظر اخلاقی درست یا اشتباه است، یا مجموعهای از باورها در مورد اینکه چه چیزی از نظر اخلاقی درست و نادرست است» تعریف میکند (انتشارات دانشگاه کمبریج، n.d., b).
تعریف دیگر این است که شکل مفرد اخلاق عبارت است از:
«مجموعهای از اصول اخلاقی (moral): نظریهای دربارهٔ نظام ارزشهای اخلاقی» و اشکال جمع اخلاق عبارتاند از «اصول رفتار حاکم بر یک فرد یا گروه» و «مجموعهای از اصول اخلاقی (moral) یا جنبههایی مانند درستی».
علاوهبر آن، بهطرز جالبی پیشنهاد میشود که اخلاق (ethics) بهصورت خاصی از اخلاق (moral) متمایز شود. اخلاق (moral) یک فرد معمولاً ارزشهای خاص یک فرد را در مورد اینکه چه چیزی در یک ترجیح ذهنی درست است و چه چیزی نادرست، توصیف میکند. از سوی دیگر، اخلاق (ethics) میتواند بهطور گسترده به اصول اخلاقی (moral) برای جنبههای انصاف اجتماعی یا جهانی اشاره کند، اگرچه هنوز مسئول بودن در قبال این عمل هنوز محل تشکیک است (Merriam-Webster, n.d).
طبق تعریف مرکز اخلاق کاربردی مارککولا در دانشگاه سانتا کلارا، محققان و دانشگاهیان به این موضوع اشاره میکنند که سوءتفاهمهای مشخصی دربارهٔ اخلاق (ethics) وجود دارد. وقتی نوبت به فکر کردن دربارهٔ تصمیمات اخلاقی (ethics) میرسد، اخلاق دیگر همان احساسات، همان دین، همان پیروی از قانون، همان پیروی از هنجارهای پذیرفتهشدهٔ فرهنگی یا همان علم نیست. درواقع، احساسات، ادیان، قوانین، فرهنگها و علم برای تأثیرگذاری بر نحوهٔ مشاهدهٔ موقعیتها و اعمال اخلاقی (ethical) فوقالعاده مهم هستند. اگرچه این جنبهها تمایل به هدایت انواع تصمیمگیریها و اقدامات بعد از آن را دارند، اما خود برای تصمیمگیریهای اخلاقی، اخلاقی (ethics) محسوب نمیشوند (مرکز اخلاق کاربردی مارککولا، 2021). (برای کسب اطلاعات بیشتر مقاله چه چیزی اخلاق نیست؟ (اشتباهات رایج دربارهی تعریف اخلاق) مطالعه کنید.)
بهمنظور شناسایی دقیقتر لنزهای اخلاقی (ethics) مورد نیاز، نگاه عمیقتر به اخلاق نظری (ethics) و هنجاری که برخاسته از تاریخها و برهههای زمانی مختلف است، به ما کمک مهمی میکند تا درک کنیم که چگونه اخلاق (ethics) در فناوری، طراحی و در ما بهعنوان انسان بهطور غیرقابلتوجهی زیست میکند. اول، اخلاقیات (ethics) سنتیِ غالبی وجود دارند که در سطح جهانی بهخوبی شناخته شدهاند: اخلاق فضیلت گرا، اخلاق مبتنی بر وظیفه (قاعده) نشئتگرفته از وظیفهشناسی و اخلاق نتیجهگرایانه نشئتگرفته از فایدهگرایی، که از فلسفههای غربی و شرقی سرچشمه میگیرد.
اخلاق فضیلت گرا، قدیمیترین نظریهٔ اخلاقی فلسفی است که توسط فیلسوفان غربی، افلاطون و ارسطو تعریف شد و تا منسیوس و کنفوسیوس در شرق دنبال شد. (Hursthouse & Pettigrove، 2022). همانطور که در معنای اصطلاح «فضیلت» که دارای ریشهٔ لاتین «virtu» است مشاهده میشود، این اصطلاح در اصل با اصطلاح یونان باستانی «arête» که بهمعنای «عالی» و در مفهوم گستردهتر «تعالی شخصیت» با معنای اخلاقی است، پیوند دارد. علاوه بر آن، شخصیت عالی با مشخصههای ثابتی مانند صداقت، شجاعت، اعتدال، و بردباری که عملکرد قابلاعتمادِ دارندهشان را با اعمال درست یا عالی ارتقا میدهند، درک میشود. مفهوم «با فضیلت» بودن در دیدگاه غربی به سختی مجزا میشود، و در شرق و جنوب آسیا، بهویژه در اخلاق کنفوسیوسی و بودایی تثبیت شده است (والور، 2016).
«اگر اینطور رفتار کنم میخواهم چه جور آدمی شوم؟»
- بر اساس اخلاق فضیلتگرا
عمل فضیلتآمیز باید با احساسات، باورها، خواستهها و ادراکات ما همسو باشد و نه تنها با انجام مکرر اعمال شجاعانه، بلکه با پرورش فضایل در خودمان نیز اجرا شود. علاوه بر این، برای تبدیل شدن به یک فرد با فضیلت، استدلال اخلاقی (moral) و حکمت عملی ــ که به جای عادات و منشهای اخلاقی ثابت، با احساس و هوش مناسب هدایت میشوند ــ برای انعکاس حس اخلاقی و اعمال در آنها اساسی هستند، زیرا در اخلاق فضیلت، هیچ قاعدهٔ اخلاقی ثابت یا پاسخی در عمل به موفقیت اخلاقی و شکست اخلاقی وجود ندارد. (والور، 2016).
فرصت بالقوه در اخلاق فضیلت را میتوان از طریق تأمل متفکرانه توسعه داد، و آرمانهای بالقوه برای عالی بودن بهعنوان انسان را میتوان با تمرین یادگیری پرورش داد (ولاسکوز، و همکاران، 1988).
«هر کس موظف است فقط بهگونهای عمل کند که کرامت انسانی و حقوق اخلاقی (moral) همهٔ افراد بر اساس ضوابط و وظایفشان رعایت شود».
- بر اساس اخلاق (ethics) مبتنی بر وظیفه (اخلاق وظیفهشناسانه)
دو اخلاق مسلط دیگر، «اخلاق مبتنی بر وظیفه (قاعده)» (که بهعنوان «اخلاق وظیفهگرا» هم شناخته میشود) نامیده میشوند، مانند «امر قطعی» امانوئل کانت و «اخلاق نتیجهگرا» (که بهعنوان «فایدهگرایی» هم شناخته میشود) که بهطور جالبی متضاد با یکدیگرند، هستند.
دئونتولوژی (اخلاق وظیفهشناسانه) (Deontology)، کلمهای که اخلاق مبتنی بر وظیفه را توصیف میکند، از اصطلاح «deon» بهمعنای وظیفه، و علم (یا مطالعه) («logos») در یونانی مشتق شده است. و اینطور میگوید که مردم بر اساس وظایف خود چه کاری را بدون اینکه به عواقب اعمال خود فکر کنند، انجام میدهند. فیلسوف نماینده در نظریهٔ دئونتولوژیک مطمئناً امانوئل کانت است که بر کیفیت اخلاقی (moral) اعمال و یک قانون جهانی برای بشریت که معطوف به عوامل منطقی با وظایفشان بود، اصرار داشت (Alexander & Michael, 2021).
ازآنجاکه بایدها و نبایدهای خاصی در اخلاق مبتنی بر وظیفه در مقایسه با نتیجهگرایی وجود دارند، طرفداران اخلاق وظیفهشناسانه استدلال کردهاند که باید قواعد ثابت خاصی برای اخلاق وجود داشته باشند که به مردم بیاموزند که برخی از اعمال «درست» یا «نادرست» هستند و افراد وظیفه دارند مطابق آن عمل کنند. اگرچه انتقاداتی در رابطه با زندگی در قوانین اخلاقی جهانی وجود دارند که بهطور بالقوه میتوانند نسبت به اعمال مجاز افراد ظالمانه باشند، نکات روشن و خوبی وجود دارند که در دوران مدرن میتواند موردتوجه قرارشان دهد.
اولاً، تأکید بر ارزش هر انسان ــ احترام یکسان مهیاشده با حقوق بشر. ثانیاً، روشن ساختن اینکه کدام کارها بر اساس اصول و قواعد نادرست هستند و با این کار، یقینی ایجاد شود که ابهام اخلاق در موقعیتهای عملی و واقعی را کاهش دهد. مورد آخر که البته کماهمیتترین هم نیست، این است که به نیات و انگیزههایی با حسننیت میپردازد که به نظر میرسد با تفکر معمولی اخیر در مورد مسائل اخلاقی امروزه مطابقت دارند (BBC, 2014d).
«هر کس باید هر اقدامی را انجام دهد که در نتیجه بیشترین خیر را به دست آورد».
- بر اساس اخلاق نتیجهگرایانه
در مقابل، نتیجهگرایی تنها بر «نتایج خوب» تمرکز میکند و شادی قابل اندازهگیری را به حداکثر میرساند. نتیجهگرایان بر این باورند که عملی که نتایج را به ارمغان آورد «درست» است. به این دیدگاه، «فایدهگرایی» نیز گفته میشود که توسط تجربهگرایان، جرمی بنتام و جان استوارت پیشنهاد شد.
مفهوم کلی نتیجهگرایی این است که یک بهترین چیز یا یک چیز درست، هر چیزی است که خوب را تولید میکند و جهان را در آینده بهتر میکند، بنابراین پیامدهای خوب میتوانند سودمندی را برای بیشترین تعداد مردم به حداکثر برساند (سینوت ــ آرمسترانگ، 2019).
بنابراین، نتیجهگرایان بر این باورند که افزایش خوشبختی کل یک جامعه با رضایت فکری و عاطفی، نتیجهٔ مدنظر آنها است. چندین شاخه از نتیجهگرایی وجود دارد، یکی از آنها «نتیجهگرایی قاعده» است که قواعد اخلاقی را بر پیامدها استوار میکند و عملی و کارآمد به نظر میرسد. با این حال، پیشبینی مجموعهٔ پیامدها برای تصمیمگیری، انعطافناپذیر و غیرممکن است. شاخهٔ دیگر «نتیجهگرایی منفی» است که معکوس نتیجهگرایی معمولی است. این شاخه بیان میکند که «عمل نیک همانیست که کمترین ضرر را به همراه داشته باشد». با این حال، نقصهای مهمی نیز دارد زیرا گروههای اقلیتی که قدرت بالا بردن صدای خود را ندارند حذف میکند. همچنین، سوءگیری به نفع گروههای خاص را آسان میکند زیرا با سنجش و مقایسهٔ «خوبی» پیامدها، بیعدالتی و حقوق بشر متناقض را به همراه دارد (بیبیسی، 2014 الف).
آمارتیا سن که یک اقتصاددان و فیلسوف بود، در ابتدا «رویکرد قابلیت» که یک چارچوب نظری نسبتاً جدید از فلسفهٔ غیرغربی و برخاسته از جهانیشدن است را توسعه داد.
رویکرد قابلیت مستلزم دو ادعای هنجاری است:
- اول، بر آزادی فرد برای دستیابی به رفاه متمرکز است و باور دارد که برای کرامت انسانی اهمیت اخلاقی اولیهای قائل است.
- دوم، اصطلاحات مربوط به رفاه را باید بر حسب «قابلیتها» و «عملکرد» افراد بهعنوان «آزادی فرصت» (قابلیتها) و «انجامدادنها و بودنها» (عملکردها) درک کرد.
این رویکرد با توجه به کاربرد بالقوهٔ آن در دنیای واقعی، در طیفهای دیگری از نظریههای هنجاری مانند اخلاق توسعه، فلسفهٔ سیاسی، اخلاق بهداشت عمومی، اخلاق محیطی و عدالت آب و هوا و همچنین در آموزش به کار گرفته شده است (Robeyns & Byskov, 2020).
پس از آنکه آمارتیا سن مفهوم «قابلیتها و عملکردها» را مطرح کرد، نوسبام نظریهٔ اخلاقی را بیشتر توسعه داد؛ بهطوری که با ارائهٔ معیاری جهانی از شکوفایی انسان و در عین حال احترام به تفاوتهای مذهبی و فرهنگی، رویکرد مناسبی را نسبت به اخلاق جهانی ارائه میدهد.
این رویکرد میتواند راهنمای معناداری برای شکوفایی واقعی بشریت در سیارهای باشد که مفاهیم اخلاقی غالب ممکن است نادیده گرفته شوند. بهعنوان مثال، پرداختن به پایداری برای حفاظت از محیطزیست مربوط به شکوفایی انسان است، همانطور که تنوع انسانی با گروههای اقلیت مانند گروههای معلول از دیدگاه جهانی میتواند با دیدگاه اخلاقی در این جهانی شدن مرتبط باشد. (Kleist, n.d.).
آخرین نظریهٔ اخلاقی هنجاری که باید به آن توجه کرد «اخلاق مراقبت» است.
اخلاق مراقبتی یک مفهومسازی نسبتاً جدید است که روابط بین فردی را در سطح جهانی در بر میگیرد و ممکن است برخی از شکافهای مهم در اخلاق سنتی غالب و رویکرد قابلیت را پوشش دهد زیرا آنها فقط بر فردیت و استقلال تمرکز دارند. بهویژه در شیوههای مراقبت، باید روابط پرورش داده شوند، نیازها پاسخ دریافت کنند، و حساسیتها بروز یابند، زیرا ارزشها با اعتماد به همبستگی، نگرانی متقابل و پاسخگویی همدلانه تعریف میشوند. این رویکرد همچنین پیشنهادهایی برای دگرگونی ریشهای جامعه ارائه میدهد که شامل ملاحظات برابر جنسیتی در ساختار اجتماعی با هدف عدالت اجتماعی هستند. همانطور که از ماهیت آن مشاهده میشود، اخلاق مراقبت ریشه در رویکرد اخلاق فمینیستی دارد که از احساسات و قابلیتهای رابطهای قدردانی میکند که افراد با دغدغهٔ اخلاقی را قادر میکند در زمینههای بین فردی واقعی، بهترینها را با احترام درک کنند. تفاوت جالب بین اخلاق مراقبتی و اخلاق سنتی این است که ما پیش از این و بنا به اخلاق غالب، اخلاق را «دانش» میدانستیم، اما اخلاق مراقبتی مدعی «درک اخلاقی» است که شامل توجه، درک زمینهای و روایتی و ارتباط در بحث اخلاقی میشود (Held V., 2006, pp.9-16).
علاوه بر آن، اکثر متخصصان اخلاق مراقبتی اصرار دارند که مراقبت باید بهعنوان اعمال (فعالیتها) و ارزشهایی تعریف شود که میتوانند همه چیز را برای حفظ، مهار و ترمیم «دنیای» ما بهعنوان شکلی از کار انجام دهند. این تعریف همچنین انتقاداتی را در مواردی مثل اخلاق بردهداری، نامشخص بودن از لحاظ نظری، کلیشهٔ جنسی «زنان» و ابهام به همراه دارد.
هنوز تئوریهای اخلاقی دیگری وجود دارند که دیدگاههای اخلاقی مخصوص خود را هدایت میکنند. با این حال، حتی این پنج اخلاق نظری نیز بهوضوح دیدگاههای اخلاقی متنوعی را نشان دادهاند تا ببینیم و بفهمیم دنیای اخلاقی که ما میخواهیم در آن رشد کنیم، چگونه خواهد بود. بنابراین، هر یک از اخلاقها نشان میدهد که وجود هر نظریه به تنهایی برای تعریف «خوب» و «درست» کافی نیست. تلاش برای درک و دیدن این دنیای غیرقابلپیشبینی از طریق لنزهای اخلاقی متعدد اما ضروری میتواند گام بعدیای باشد که میتوانیم در پیش بگیریم.
ادامه دارد ...
تعریف چارچوبی برای طراحی اخلاقی ــ بخش دوم
منبع: https://unpack-ethicaldesign.com/blog/defining-a-framework-of-ethical-design
مترجم: مریم رضائی حاجیده