The Attention Economy
Why do tech companies fight for our attention
چرا شرکت های فناوری برای جلب توجه ما می جنگند؟
محیط رسانه های اجتماعی ما خراب است. آیا نقشه راهی برای کمک به تعمیر آن می خواهید؟
این جعبه ابزار تعاملی پیشرو با ادغام تخصصها در فناوری، ذهنآگاهی و ساختارهای آموزشی، به ما و جوانان کمک می کند تا در محیط خراب رسانه های اجتماعی حرکت کرده - و برای تغییر تلاش کنند.
هر راهنما شامل سؤالات و فعالیت هایی است که می توان آنها را به صورت خودجوش و یا در یک محیط گروهی یا کلاس درس انجام داد. هر راهنما میتواند به تنهایی مفید باشد، اگرچه بهترین حالت زمانی است که به عنوان یک برنامه درسی بصورت کامل استفاده شود. آنها برای مربیان طراحی شده اند تا برای جوانان 13 تا 25 ساله استفاده کنند، اما می توانند توسط هر کسی برای یادگیری در مورد این مسائل و فشار برای آینده ای انسانی، پایدار و عادلانه استفاده شوند.
هدف این مقاله:
درباره عوامل اقتصادی و سیستمهای بزرگتری که شرکتهای فناوری را به سمت فروش توجه و رفتار شما به تبلیغکنندگان سوق میدهند، بیاموزید.
فهرست مقاله:
- نمای کلی
- مقدمه
- سوال 1: شرکت های رسانه های اجتماعی چگونه کسب درآمد می کنند؟
- سوال 2: رقابت در اقتصاد توجه چگونه محصولات رسانه های اجتماعی مورد استفاده ما را؛ شکل می دهد؟
- سوال 3: رقابت برای جلب توجه چگونه نگاه ما به جهان را تحریف می کند؟
- سوال 4: انحرافات اقتصاد توجه چه معنایی برای آینده ما دارد؟
- سوال 5: چگونه چنین سیستم بزرگی را تغییر دهیم؟
- عمیق تر شدن
نمای کلی متن:
محصولات به ظاهر رایگان رسانههای اجتماعی که هر روز استفاده میکنیم به ما کمک میکنند با یکدیگر در ارتباط بمانیم، چیزهای جدید یاد بگیریم و اطلاعات پیدا کنیم. اما آنها همچنین اعمال ما و داده هایی را که به اشتراک میگذاریم را تجزیه و تحلیل می کنند و از چیزهایی که درباره ما می آموزند استفاده می کنند تا ما را فریب دهند تا بیش از آنچه می خواهیم به آنها توجه کنیم. آنها این توجه - و در نهایت مجددا تغییر در آنچه فکر میکنیم و رفتارمان را - به تبلیغکنندگان میفروشند. محصولات رسانههای اجتماعی در مسابقهای برای جلب توجه ما برای کسب درآمد هر روز عمیقتر میشوند.
در این راهنما، شما یاد خواهید گرفت:
- چرا توجه ما برای شرکت های رسانه های اجتماعی ارزشمند است.
- چگونه این ارزش به طراحی محصولاتی که ما هر روز استفاده می کنیم شکل می دهد.
- انگیزه های مالی این محصولات چگونه برای ما و کل جامعه آسیب ایجاد می کند.
با درک این نکات کلیدی، متوجه خواهید شد که چگونه میتوانید به - فناوریهایی که مطابق با بهترین منافع بشریت - است کمک کنید.
مقدمه:
به عنوان نسلی که با رسانه های اجتماعی بزرگ شده اند، می دانید که آنها قدرتی باورنکردنی دارد. آن قدرت می تواند ارتباطات ایجاد کند، صدای ما را بلند کند و به ما در حل مشکلات کمک کند.
از سوی دیگر رسانه های اجتماعی همچنین می توانند حواس ما را پرت کنند، ما را از هم جدا کنند (تقسیمبندی کنند) و توانایی جمعی ما را برای حل مشکلات کاهش دهند.
این گزیدهها از MySocialTruth را در نظر بگیرید، یک پروژه بانک داستان برای جوانان به منظور به اشتراک گذاشتن تجربیات خود درون و خارج از رسانههای اجتماعی:
«من دائماً برای دیدن لایک های جدید صفحهام را به روز می کردم، ساعت ها صرف خواندن و پاسخ دادن به نظرات و گرفتن پست های دیگران می کردم. من نسبت به زندگی با آنچه رسانه های اجتماعی به عنوان یک زندگی ارزشمند و کامل تبلیغ میکنند، وسواسی شده بودم.»
آنوجا، 20 ساله، فرسنو
از مراسم صبحگاهی من به مراسم بعد از ظهر سپس به مراسم شب، … مراسم تمام روز من شده بود چک کردن هر ساعت تلفنم. من فقط مشتاقانه منتظر آمدن اعلان بعدی بودم.»
سام، 18 ساله، شهر نیویورک
برای آنوجا و سام، اعتیاد و تحریف آنها در رسانه های اجتماعی نمونه ای از فناوریای نبود که قرار بود از رفاه و اهداف بزرگتر ما حمایت کند.
تامل کنید:
به تجربه خود در رسانه های اجتماعی فکر کنید.
- آیا تجربیات آنوجا و سام از اعتیاد و تحریف با تجربهی شما قابل مقایسه است؟
- چه شباهت هایی دارند؟
- تفاوت آنها چگونه است؟
بیایید برای بررسی نحوه عملکرد شرکت های رسانه های اجتماعی به پشت این تجربیات برویم و آنها را بررسی کنیم.
سوال اول:
شرکتهای رسانههای اجتماعی چگونه کسب درآمد میکنند؟
«ما در زمانی هستیم که به نوعی استخراج نامحدود و بیرویه (بدون قاعده) آگاهی و جلب توجه انسان را پذیرفته ایم. ما خود منبع هستیم و من فکر میکنم که این راه عوارض خودش را میگیرد.»
تیم وو، نویسنده کتاب The Attention Merchants, on Your Attention Undivided
توجه ما یک منبع محدود است. ساعات بیداری زیادی در روز وجود دارد و بنابراین می توانیم روی چیزهای زیادی تمرکز کنیم. ولی وقتی به یک چیز توجه می کنیم، به چیز دیگری توجه نمی کنیم.
این واقعیت زندگی عمیقاً توسط فناوری پیچیده شده است. با توجه به اینکه از هر زمان دیگری اطلاعات و انتخاب های بیشتری در اختیار ماست، تقاضاهای بی سابقه ای نیز در مورد توجه ما وجود دارد.
این احساس حواس پرتی مداوم توسط شرکتهای فناوری ایجاد میشود که به جلب توجه شما برای کسب درآمد متکی هستند، معمولاً برای فروش آن توجه به تبلیغکنندگان.
تبلیغات همیشه برای متقاعد کردن شما به انجام کاری که تبلیغ کننده می خواهد بوده است. که می تواند خرید یک جفت کفش جدید، شرکت در کلاس آنلاین یا رای دادن به یک نامزد سیاسی باشد.
تبلیغات سنتی در تلویزیون، روزنامهها، مجلات یا بیلبوردها بسیار ساده است: همه آگهیهای یکسانی را میبینند، و تبلیغات اطلاعات دقیقی درباره افرادی که آن تبلیغات را نگاه میکنند به تبلیغکنندگان باز نمیگرداند. اما رسانه های اجتماعی چندین مزیت منحصر به فرد دارند که اثر تبلیغات را بسیار قدرتمندتر می کند:
- هوش مصنوعی: هیچ رسانه دیگری از ابررایانههای عظیم استفاده نمیکند تا پیشبینی کند که چه چیزی میتواند نشان دهد تا شما را کاملا در حال حرکت و ضربه زدن (scrolling-swiping) یا اشتراکگذاری نگه دارد.
- تأثیر ۲۴/۷: هیچ رسانه دیگری افکار دو میلیارد نفر را به طور ۲۴ ساعته هدایت نمی کند - از لحظه بیدار شدن تا زمانی که به خواب می رویم - بیش از ۱۵۰ دقیقه در روز در رسانه های اجتماعی صرف میشود.
- کنترل اجتماعی: هیچ رسانه دیگری شرایط زندگی اجتماعی ما را بازتعریف نمی کند: دستکاری عزت نفس در زمانی که فکر میکنیم داریم از دست می دهیم و یا این تصور که دیگران با ما موافق هستند یا نیستند.
- شخصیسازی: هیچ رسانه دیگری از نمایه دقیق و شخصیشده هر چیزی که گفتهایم، به اشتراک گذاشته، کلیک کرده و تماشا کردهایم برای تأثیرگذاری بر رفتار ما در این مقیاس استفاده نمیکند.
همه اینها به رسانه های اجتماعی امکان دسترسی نزدیک به افکار و رفتار شما را می دهد. هدف این است که هنگام آنلاین بودن لحظه مناسب را پیدا کنند تا به طور استراتژیک توجه شما را گیر آورده و تبلیغی را به شما نشان دهند که با آن درگیر شوید. این چیزی است که این پلتفرم ها به تبلیغ کنندگان خود (کسب و کارها) وعده می دهند.
هر برنامه (اپلیکیشن) در رقابت برای جلب توجه شما قرار می گیرد و نه تنها با سایر برنامه ها، بلکه با دوستان، خانواده، سرگرمی ها و حتی خواب شما نیز رقابت می کند.
شرکتهای رسانههای اجتماعی دائما در حال یافتن راههای جدیدی برای پیروزی در این رقابت هستند تا در میان با ارزشترین شرکتهای جهان باقی بمانند: آلفابت (شرکت مالک گوگل) یک تریلیون دلار و فیسبوک (که همچنین مالک اینستاگرام و واتساپ است) حدود ۷۰۰ میلیارد دلار ارزش دارد.
وقتی این شرکتهای رسانههای اجتماعی محصولات خود را به صورت رایگان ارائه میدهند، چگونه این ارزشگذاریهای خارقالعاده ممکن است؟
زیرا شرکت های رسانه های اجتماعی نرم افزار نمی فروشند، بلکه نفوذ و تاثیرگذاری می فروشند. آنها داده های عمیقی را در مورد نحوه تاثیرگذاری بر تصمیمات شما را جمع آوری میکنند، سپس آن نقطه تأثیرگذار را به بالاترین پیشنهاد میفروشند. هرچه شما را به گذران زمان بیشتری با پیمایش و کلیک کردن وادار کنند، دادههای بیشتری را میتوانند جمعآوری کنند و تبلیغات بیشتری بفروشند.
واقعیت این است که اپلیکیشنهای رسانههای اجتماعی برای ما رایگان هستند، زیرا ما محصولی هستیم که به فروش میرسد.
تامل کنید:
ما برای استفاده از برنامههایی مانند فیسبوک، اینستاگرام، اسنپچت و تیکتاک هزینهای پرداخت نمیکنیم، اما رقابت بین این پلتفرمها برای جلب توجه ما در ازای درآمد تبلیغاتی بسیار شدید است. به دلیل این محیط رقابتی، این پلتفرم ها از تکنیکهای پیچیدهتری برای جلب توجه ما و حفظ آن استفاده می کنند.
- آیا این مهم نظر شما را در مورد استفاده از این برنامهها تغییر می دهد؟
- بله یا اگر نه چرا نه؟
سوال دوم:
رقابت در اقتصاد توجه چگونه محصولات رسانه های اجتماعی را که استفاده می کنیم شکل می دهد؟
اقتصاد توجه متشکل از هر چیزی است که سعی دارد توجه محدود ما را به خود جلب کند. از آنجا که شرکت ها می توانند از توجه شما سود ببرند، رقابت شدیدی در اقتصاد توجه وجود دارد.
برنامههای رسانههای اجتماعی برای توسعه تکنیکهای متقاعدکننده بیشتر و بیشتر- اعلانها، محتوای هدفمند، فیدهای شخصیشده، و موارد دیگر - تشویق شدهاند و انگیزه دارند:
- راهی برای بازگشت نگه دارم
- دوستان خود را وادار کنید از آنها استفاده کنند
- اطلاعات بیشتری در مورد شما جمع آوری کنند تا بتوانند توجه شما را جلب کنند و بر رفتار شما تاثیر بگذارند
این نکته آخر به ویژه کلید موفقیت آنها است. هر کاری که آنلاین انجام می دهیم، نظارت و تجزیه و تحلیل می شود. همه چیزهایی که تا به حال روی آنها کلیک کردهایم، مدت زمانی که ماوس را روی یک پست در فیدهای خود نگه داشتهایم، چقدر عمیق در نمایههای دوستانمان پیمایش کردهایم - همه دادههایی هستند که به شرکتها کمک میکنند ما را بهتر مطالعه کنند. آنها می توانند رفتارهایی مانند:
- انواع ویدیوهایی که تماشا می کنیم
- خبری که روی آن کلیک می کنیم
- محصولاتی که جستجو می کنیم
- با کسی که صحبت می کنیم
- در کدام پست ها بیشتر معطل می شویم
سپس برنامهها این اطلاعات را به الگوریتمهای پیچیده وارد میکنند که تعیین میکنند کدام محتوا به ما نشان داده شود. به طور کلی، الگوریتم ها از آنچه در مورد ما می دانند استفاده می کنند تا محتوایی را به ما نشان دهند که ما را وادار به لایک، کلیک و اشتراک گذاری کند.
«این همان چیزی است که هر کسب و کاری همیشه آرزویش را داشته است: داشتن ضمانت اینکه در صورت قرار دادن آگهی، موفقیت آمیز خواهد بود. این تجارت [شرکت های رسانه های اجتماعی] است. آنها «یقین» را می فروشند. برای موفقیت در کسب و کار [شرکت های رسانه های اجتماعی]، باید پیش بینی های عالی داشته باشید. پیشبینیهای عالی با یک امر ضروری و لازم شروع میشوند: شما به دادههای زیادی نیاز دارید.»
شوشانا زوبوف، استاد و نویسنده کتاب عصر سرمایه داری نظارتی در معضل اجتماعی
این فقط از طریق تبلیغات حمایتشده اتفاق نمیافتد: ویدیوهایی که بهطور خودکار پخش میشوند، پستهای تبلیغاتی از تأثیرگذاران، و سایتهای کلیکی که بهطور هوشمندانه تبلیغات را در پستها پنهان میکنند، تنها چند نمونه از انواع خدماتی هستند که برای تبلیغات پرداخت میشوند. علاوه بر این، تبلیغکنندگان میتوانند پیامهای خود را برای مخاطبان خاص هدفمند ارسال کنند: برای مثال، بر اساس کد پستی، جنسیت، سن، وضعیت رابطه، سرگرمیها، شغل، تحصیلات و موارد دیگر. (تصویر زیر را بررسی کنید تا فقط گزینه های اصلی هدف گذاری که فیس بوک به تبلیغ کنندگان ارائه می دهد را ببینید.)

گزینههای پیشرفتهتر به تبلیغکنندگان این امکان را میدهد تا بر اساس عوامل پیچیده روانشناختی هدفگیری کنند. مثلا بگویید که شخصی میخواهد اطلاعاتی را برای افرادی که احتمالاً به تئوریهای توطئه اعتقاد دارند به نمایش درآورد. آنها می توانند گروهی متشکل از چند ده نفر از معتقدان به تئوری توطئه را شناسایی کنند، سپس از هدف گیری "Lookalike" برای نشان دادن تبلیغات به میلیون ها نفر دیگر استفاده کنند. این تکنیک توسط همه افراد استفاده شده است، از مشاغل کوچک که به دنبال یافتن مخاطب خاص هستند تا دولت های خارجی که تلاش می کنند مردم را از رای دادن باز دارند.
برنامه های رسانه های اجتماعی به ما گفته اند که هدف آنها ارتباط، آموزش و سرگرمی از طریق اشتراک گذاری عکس، متن و اطلاعات است. فناوری مطمئناً بعضی اوقات این کار را انجام می دهد
اما وقتی مدل کسبوکار شرکتهای رسانههای اجتماعی را درک کنیم (چگونه یک کسبوکار محصولات و خدمات را برای درآمدزایی طراحی میکند)، واضح است که منافع آنها با منافع ما همسو نیست.
تامل کنید:
در نقل قول بالا شوشانا زوبوف، می گوید که توانایی تضمین یک تبلیغ موفق «آن چیزی است که هر کسب و کاری همیشه آرزویش را داشته است».
- چرا این توانایی پیشبینی دقیق برای کسبوکارها ارزشمند است؟
اکنون به برنامه هایی که بیشتر استفاده می کنید نگاهی بیندازید. مواردی را که پست می کنید و نحوه استفاده از برنامه را در نظر بگیرید.
- فکر میکنید برنامه ممکن است چه چیزی درباره شما بداند؟
- به نظر شما این دانش چگونه به آنها در فروش تبلیغات کمک می کند؟
- فکر می کنید چگونه از این اطلاعات برای درگیر نگه داشتن شما استفاده می کنند؟
سوال سوم:
رقابت برای جلب توجه چگونه نگاه ما به جهان را تحریف می کند؟
اینطور بگویم که الگوریتم ها نظراتی هستند که در کد تعبیه شده اند ...و اینکه الگوریتم ها عینی نیستند. الگوریتم ها برای تعریفی از موفقیت بهینه شده اند. بنابراین، اگر میتوانید تصور کنید که یک شرکت تجاری الگوریتمی را در جهت تعریف خود از موفقیت بسازد، این یک خواست تجاری است. که معمولاً سود است.
-کتی اونیل، دکترا، دانشمند داده و نویسنده، در معضل اجتماعی
از آنجایی که اپلیکیشنهای رسانههای اجتماعی در رقابت برای جلب توجه ما هستند، تمایل دارند محتوای تحریکآمیزتر و جلب توجه کنندهی بیشتری را به ما نشان دهند. تا ما را درگیر کرده و دوباره به صفحات باز گردانند. محتوای دارای بار احساسی در رسانه های اجتماعی بین 17 تا 24 درصد تعامل بیشتری را به ازای هر «کلمه اخلاقی-عاطفی» نسبت به محتوای بدون آن کلمات به دست می آورد.
در عین حال، همه هر روز آنقدر محتوا تولید می کنند که برای پلتفرم ها غیرممکن باشد که همه آن را به ما نشان دهند. چرا برخی از پست ها را می بینید و برخی دیگر را نه؟ زیرا الگوریتم ها تصمیم می گیرند. آنها محتوایی را انتخاب میکنند که به احتمال زیاد باعث میشود ما آن را دوست داشته باشیم و صفحه را اسکرول کنیم. آنها چیزهایی را به ما نشان می دهند که از نظر احساسی درگیر کننده هستند و چیزهای دیگری را پنهان می کنند.
ما در نهایت در محیطی قرار می گیریم که همه ما برای جلب توجه در رقابت با یکدیگر هستیم. اگر میخواهیم صدایمان شنیده شود، باید پست های جالب تری داشته باشیم. معمولاً به این معنی است که:
- زبان اغراقآمیزتر
«این شگفتانگیزترین ویدیویی از گربه است که تا به حال دیدهام!» - عکسهای "زیبا" بیشتر
بهبود یافته توسط انواع فیلترها - تناوب و فراوانی بیشتر
شانس بالاتر برای جلب توجه
اگر میخواهیم دیده شویم، باید نسخهای کمتر معتبری (غیرواقعیتر) از خود و زندگیمان بسازیم، نسخهای که مردم آن را دوست داشته باشند، نظر بدهند و به اشتراک بگذارند – و الگوریتمها آن را انتخاب و تقویت کنند. اگر الگوریتم را تغذیه کنیم، با توجه او پاداش دریافت می کنیم. اگر الگوریتم را نادیده بگیریم، احساس می کنیم که نادیده گرفته شده ایم.
در این فرآیند، ما کار شرکتها را به صورت رایگان انجام می دهیم: محتوایی را که آنها برای جلب توجه ما استفاده میکنند ایجاد میکنیم. علاوه بر این، افرادی که بیشترین محتوای جلب توجه کننده را دارند، اینفلوئنسر میشوند، و سپس به آنها پول داده میشود تا همچنان با بیشترین محتوا جلب توجه کنند.
در این محیط، به طور فزایندهای نسخههای جعلی یکدیگر و همچنین نسخهای جعلی از دنیای اطراف خود را میبینیم. این الگوریتم همه چیزهایی را که افرادی که دنبال میکنید پست میکنند به شما نشان نمیدهد - محتوایی را به شما نشان میدهد که احتمالاً شما را وادار به لایک و اشتراکگذاری میکند.
اگر به مد علاقه دارید، اطرافتان را دوستان و اینفلوئنسرهای جذاب احاطه کرده اند. اگر به محیط زیست اهمیت می دهید، با فراخوان های شدید احساسی برای نجات سیاره احاطه خواهید شد. شما یک نسخه منحصر به فرد از واقعیت را خواهید دید که هیجان انگیزتر از واقعیت است، زیرا این چیزی است که توجه شما را حفظ می کند.
فعالیت عملی:
یک شریک پیدا کنید و همان برنامه رسانه اجتماعی را باز کنید. در فید اصلی آنها پیمایش کنید (و لطفاً از مشاهده اعلان ها، پیام ها و غیره آنها خودداری کنید).
- با فیدهای شما چه بخشهای مشترکی دارد؟
- چه فرقی دارد؟
اکنون به کسی فکر کنید که عمیقاً با شما در مورد برخی از باورهای اصلی شما مخالف است.
- چگونه ممکن است فید آنها با شما متفاوت به نظر برسد؟
- فکر میکنید خوراک فیدهای آنها با دیدگاهشان نسبت به جهان چه میکند؟
- فید شما با دیدگاه شما نسبت به جهان چه می کند؟
توجه:
لطفاً فید خود را به اشتراک نگذارید یا فید شخص دیگری را بدون رضایت متقابل مطالعه نکنید. اگر در یک گروه کار می کنید، از دو داوطلب بخواهید که فیدهای خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و اجازه اشتراک پاسخ های آنها را با گروه دریافت کنید.
تصویر بزرگتری را در نظر بگیرید. وقتی هر یک از ما اطلاعات متفاوتی را دریافت میکنیم که برانگیزانندهی انگیزههای ما است، چه اتفاقی برای دیدگاه جمعی ما از واقعیت میافتد؟ چه زمانی برای کسب بیشترین لایک و اشتراک در رقابت هستیم؟ و پرشورترین محتوایی که به ما کمک می کند دیده شویم چه زمانی است؟
ما داریم به سرعت در مسیری قرار میگیریم که هم نسبت به واقعیت و هم از خودمان انحراف یافته است.
سوال چهارم:
انحرافات (تحریفات) اقتصاد توجه چه معنایی برای آینده ما دارد؟
بعد از پیوستن به شبکه های اجتماعی، وقتی در آینه نگاه کردم، واقعاً با خودم کلنجار میرفتم - من خیلی چاق هستم، یا ظاهرم زشت است، یا گردنم خیلی بلند است، یا موهایم به درستی صورتم را قاب نمیکند. به هر کلمه ای که به زبان می آوردم فکر می کردم از ترس اینکه کسی دوستش نداشته باشد. همیشه چیزی بود و هنوز هم هر چند وقت یک بار این حس برمیگردد. من همچنین به طور جدی با افسردگی و اضطراب دست و پنجه نرم کردم چیزی که قبل از رسانههای اجتماعی هرگز نداشتم.
- مورگان، سن 14، سنت لوئیس، MO
داستان مورگان از #MySocialTruth تنها یکی از میلیاردها تجربه در محیط رسانههای اجتماعی است که توسط اقتصاد توجه منحرف شده است. برای درک اینکه چرا داستانهایی مانند این در سرتاسر جهان ادامه مییابند، باید سیستمی را که آنها را تولید میکند، بشناسیم.
داستان هایی مانند این بخشی از الگوی تجربیاتی هستند که بارها و بارها در رسانه های اجتماعی ظاهر می شوند. این الگوها نتایج مکانیسمهایی مانند الگوریتمهایی هستند که برای تعامل بهینه میشوند، ویژگیهای مشخصی که تجربه ما را با فناوری تعریف میکنند.
این مکانیسم ها به نوبه خود، نتیجه شیوه های تفکر در شرکت های فناوری هستند. مفروضاتی مانند "اگر مردم با محصول ما درگیر هستند، باید به آنها کمک کند تا زندگی بهتری داشته باشند" در روشی که فناوری ساخته شده است، عمل آمدهاند.
همهی این الگوها، مکانیسمها و شیوههای تفکر، سیستمی را تشکیل میدهند که به طرق بیشماری به جامعه آسیب رسانده است، از جمله:
- تحریف کردن حس ما نسبت به دنیا:
الگوریتم ها اطلاعات غلط، توطئه ها و اخبار جعلی را ترویج می کنند. - تضعیف روابط ما:
تمرکز بر ارتباطات دیجیتال کوتاه منجر به همدلی کمتر، سردرگمی بیشتر و سوء تعبیر می شود. - اختلال در توجه و شناخت:
بررسی مداوم گوشیهای همراه منجر به از دست دادن توانایی های مهم از جمله حافظه و تمرکز میشود. - تضعیف سلامت جسمی و روانی:
ثابت شده است که استفاده از رسانه های اجتماعی به استرس، تنهایی، اعتیاد و افزایش رفتارهای پرخطر علیه سلامت کمک می کند. - قطبی کردن سیاست و انتخابات ما:
نفوذ سیاسی فروخته شده به بالاترین پیشنهاد منجر به پروپاگاندای گسترده، گفتگوهای تحریف شده و خنثی کردن فعالیت رای دهندگان می شود. - تقویت تعدی و ظلم سیستمی:
فناوری ساخته شده توسط تعداد کمی از مهندسان ممتاز اغلب نژادپرستی، جنسیت گرایی، همجنسگرا هراسی و توانمند گرایی (تبعیض بخاطر ناتوانی جسمی) را تقویت می کند. - چالشها برای جوانان:
تحقیقات نشان میدهد که آسیبهای ناشی از تاخیر در رشد تا افزایش خطر آسیب به خود، بهویژه در میان جوانان شایع است.
هر یک از این مشکلات خود موضوعی برای مطالعه گسترده است. اگرچه ممکن است متمایز به نظر برسند، اما یک علت اصلی مشترک دارند: فناوری که برای جلب توجه کاربرانش محرک و بیش از حد بهینه سازی شده است.
سوال پنجم:
ما چگونه می توانیم چنین سیستم بزرگی را تغییر دهیم؟
وقتی مقیاس این آسیبها و اندازه بزرگترین شرکتهای رقابتکننده در اقتصاد توجه را در نظر بگیریم، به راحتی میتوانیم احساس مستاصل بودن کنیم. همه ما روابط پیچیده ای با فناوری داریم و بسیاری از ما راهی برای صحبت در مورد آنها نداریم. در عین حال که نمیخواهیم شرکت ها از ما سوء استفاده کنند.
برخی از فرضیات را در مورد رسانه های اجتماعی در نظر بگیرید. ما ممکن است فکر کنیم:
- ما باید در رسانه های اجتماعی حضور داشته باشیم، زیرا دیگران هم آنجا هستند.
- ... داشتن تعداد زیادی دوست آنلاین مهم است.
- ... تعامل مداوم در رسانه های اجتماعی مفید است.
برای ساختن یک سیستم بهتر، باید عمیقاً درباره این باورها تجدید نظر کنیم و راههای جدیدی برای ارتباط با آنچه برایمان مهم است پیدا کنیم. فراتر از تغییرات فردی، دفاع و حمایت از روشی در جهت فشار برای تغییر مهم است. زمانی که مردم صدای خود را بلند می کنند و فشار شدیدی بر شرکت ها وارد می کنند، شرکت ها مجبور می شوند برای رفع آسیب ها زمان و هزینه صرف کنند. مدل کسب و کاری که زمانی برای آنها سودآور بود می تواند ناپایدار شود.
برای مثال، شرکتهای تولیدکننده سیگار که زمانی غیرقابل توقف بودند، مجبور شدهاند برای بهداشت عمومی ضایع شده توسط محصولات خود و کمپینهای بازاریابی ضد سیگار هزینه پرداخت کنند شرکتهای نفتی تحت فشار قرار میگیرند تا در انرژی پاک سرمایهگذاری انجام دهند، زیرا هزینههای تغییرات آب و هوایی برای عموم به طور فزایندهای روشنتر شده است. حمایت از مصرف کننده در صنایع مختلف از بسته بندی گوشت گرفته تا آفت کش ها تفاوت ایجاد کرده است.
فناوری – بهویژه رسانههای اجتماعی – امروزه با همین حسابکتاب گرفتن مواجه است، زیرا کاربران، دولتها و فنآوران به طور یکسان متوجه میشوند که چقدر این محصولات برای جامعه خطرناک هستند و چقدر سریع باید اصلاحات اتفاق بیفتد.
حمایت از یکدیگر اولین قدم به سوی درک چگونگی عقب راندن فناوری است که آسیب می زند: از طریق آموزش، از طریق مقررات، و با ساختن فناوری جدید بر اساس فرضیات بهتر.
اغلب، سیاستگذاران و کارکنان فناوری در مورد تجربه جوانان در رسانه های اجتماعی بدون وجود صدای آنها در اتاق گفتگو می کنند. شما وارث دنیایی خواهید بود که با تصمیمات آنها ساخته شده است. هنگامی که بتوانید تجربیات خود و تغییری را که می خواهید ببینید، به وضوح بیان کنید، یک چشمانداز و دیدگاه بسیار ضروری را به گفتگو در مورد تغییر رسانه های اجتماعی اضافه می کنید.
این شما را بطور ویژه حامیان قدرتمند تغییر می کند. به عنوان نسلی که عمیقاً تحت تأثیر این مسائل قرار گرفتهاند، حقیقت شما زمانی قویتر است که توسط شما بیان شود. وقتی داستانهای خود را به اشتراک میگذارید، جوامع (افکار عمومی) خود را سازماندهی میکنید و تقاضای تغییر میکنید، جهان به شما گوش خواهد داد.
بازتاب دهید:
ما بحث کردهایم که چگونه فناوری طراحیشده برای جلب توجه هرچه بیشتر افراد، ممکن است آسیبهای اجتماعی بزرگی را ایجاد میکند.
- دوست دارید چه تغییری در مورد فناوری که هر روز استفاده می کنید مشاهده کنید؟
- شرکت های فناوری برای ایجاد این تغییرات باید چه باورها و ارزش هایی داشته باشند؟
پایان.
برای عمیق تر شدن:
در پادکست Your Undivided Attention به سخنان اقتصاددان کیت راورث گوش دهید. چارچوببندی کیت میتواند به ما چیزهای زیادی در مورد چگونگی تغییر مدل اقتصادی صنعت فناوری بیاموزد و کمک کند از سیستمی که برای انسانهای معتاد، خودشیفته و قطبی ارزش قائل است به سیستمی که برای روابط سالم، محبتآمیز و مشارکتی ارزش قائل است حرکت کنیم.
منبع: https://www.humanetech.com/youth/the-attention-economy#introduction