Daily Ethical Design
طراحی اخلاقی چیست؟
درسته، سوال خوبیه، یک تعریف بسیار جامع از طراحی اخلاقی را می توان در Encyclopedia.com یافت:
اخلاق طراحی به رفتار اخلاقی و انتخاب های مسئولانه در اجرای طراحی مربوط می شود:
- نحوه کار طراحان با مشتریان،
- همکاران و کاربران نهایی محصولات،
- نحوه انجام فرآیند طراحی،
- چگونگی تعیین ویژگی های محصولات
- و چگونگی ارزیابی معنای اخلاق (قدر و اهمیت) یا ارزش اخلاقی محصولات حاصل از فعالیت طراحی را،
مورد مطالعه و راهنمایی قرار میدهد.
به عبارت دیگر، طراحی اخلاقی در مورد «خوبی» است - از نظر منفعت داشتن برای افراد، جامعه و جهان - نحوه همکاری بین ما طراحان، نحوه اجرای فرایند طراحی و سنجش خوبی و آنچه درنهایت خلق و ایجاد می کنیم. هرگز یک پاسخ سیاه و سفید برای خوب یا بد بودن طراحی وجود ندارد، با این حال تعدادی شاخص وجود دارد که طراحان هنگام در نظر گرفتن اصول اخلاقی باید روی آنها تمرکز کنند.
شاخصهای طراحی اخلاقی
1- قابلیت استفاده (Usability)
امروزه قابلیت استفاده به عنوان یک نیاز اساسی برای هر رابط، جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است. محصولات غیرقابل استفاده شکست در طراحی تلقی می شوند. ما به عنوان طراح یک تعهد اخلاقی نانوشته داریم که محصولاتی شهودی (بدون نیاز به درک بالا برای استفاده)، ایمن و عاری از خطاهای احتمالی تهدید کننده زندگی خلق کنیم.
چند سال پیش بار دیگر با هشدار حمله اتمی تصادفی در هاوایی اهمیت قابلیت استفاده به همه ما یادآوری شد. اگر اپراتور به جای مثبت کاذب، منفی کاذب را اجرا می کرد چه؟
2- دسترسی (Accessibility)
مانند قابلیت استفاده، طراحی فراگیر به یک آیتم استاندارد در لیست مورد نیاز بسیاری از طراحان و شرکت ها تبدیل شده است. طراحی قابل دسترس برای همه مفید است، زیرا تلاش می کند تا حد ممکن نیازها و قابلیتها را پوشش دهد. با این حال، برای هر پروژه طراحی، هنوز سوالات پیچیده زیادی برای بررسی و پاسخ وجود دارد. سوالاتی مانند:
- چه کسی از راه حلهای ما سود می برد؟
- چه کسی (غیر) عمدی کنار گذاشته شده است؟
- چه کسی خارج از "بخش مشتری هدف" قرار میگیرد؟
3- حریم خصوصی (Privacy)
یک روز دیگر، یک رسوایی دیگر در حریم خصوصی فیس بوک! با پیشروی به عصر داده، موضوع حریم خصوصی تقریباً مترادف با اخلاق طراحی شده است. دلیلی وجود دارد که افراد بیشتری از DuckDuckGo به عنوان موتور جستجوی جایگزین گوگل استفاده می کنند. شرکت ها به اطلاعات شخصی فراوانی در مورد مصرف کنندگان دسترسی دارند و ما به عنوان طراح این امتیاز و مسئولیت را داریم که از این اطلاعات برای شکل دادن به محصولات و خدمات استفاده کنیم. ما به عنوان طراح باید در نظر بگیریم که:
- چه مقدار اطلاعات به شدت ضروری است،
- مردم مایلند چه مقدار اطلاعات در ازای دریافت خدمات بدهند و یا از خدماتی صرف نظر کنند،
- چگونه میتوانیم مردم را از خطرات احتمالی بارگذاری اطلاعات بیش از حد آگاه کنیم.
4- مشارکت کاربر (User involvement)
این حوزه تمرکز که تا حد زیادی با حریم خصوصی همپوشانی دارد، درباره نحوه برخورد ما با کاربرانمان و کارهایی است که با داده هایی که از آنها جمع آوری می کنیم انجام می دهیم. IDEO اخیراً The Little Book of Design Research Ethics را منتشر کرده است که نمای کلی جامعی از اصول و رهنمودهای اصلی که باید هنگام انجام تحقیقات طراحی دنبال کنیم، ارائه می دهد.
5- اقناع (Persuasion)
اخلاق مربوط به متقاعدسازی به این موضوع می پردازد که تا چه حد ممکن است بر رفتار و افکار کاربران خود تأثیر بگذاریم. حرکت از اقناع قابل قبول و "کلاه سفید" به مناطق خاکستری یا حتی تاریک نیاز به چیز خاصی ندارد و راه زیادی نیست. به عنوان مثال، بهینهسازی تبدیل به راحتی میتواند به این شکل شود: «چگونه میتوانیم با برگرداندن ناخودآگاه مشتریانمان علیه خودشان، درآمد بیشتری از آنها بدست آوریم؟» اولین نمونههای آن عبارتند از نتفلیکس، که ما را متقاعد می کند که بیشتر و بیشتر کنیم، و Booking.com، که احساسات ما را با فوریت و فشار اجتماعی به رگبار می بندد.
6- تمرکز کنید (Focus)
چشم انداز دیجیتال فعلی ایجاد اعتیاد، حواس پرتی و رقابت بر سر جلب توجه است. طراحی برای تمرکز در مورد مدیریت مسئولانه باارزش ترین منبع افراد «زمان» است. چالش ما این است که:
- هر چیزی را که توجه کاربرانمان را مختل می کند محدود کنیم،
- اعتیادآوری محصولات را کاهش دهیم
- آرامش ایجاد کنیم.
مرکز فناوری انسانی فهرست مفیدی از منابع را برای این منظور درست کرده است.
7- پایداری (Sustainability)
- تأثیر کار ما بر محیط زیست، منابع و آب و هوای جهان چیست؟
- به جای افزودن مداوم ویژگیهای جدید در تردمیل بی امان اسکرام، چگونه می توانیم برای کمتر طراحی کنیم؟
ما در موقعیتی هستیم که میتوانیم راهحلهای دیجیتالی مسئولانهای ایجاد کنیم که رفتار مصرفکننده پایدار را ممکن میسازد و از مصرف بیش از حد جلوگیری میکند. به عنوان مثال، اپلیکیشنهایی مانند Optimiam و Too Good To Go به افراد اجازه میدهند تا غذاهای باقیماندهای را سفارش دهند که معمولاً دور ریخته میشوند. یا Mutum و Peerby را در نظر بگیرید که پلتفرمهای همتا به همتایی هستند که اشتراکگذاری و استفاده مجدد از محصولات متعلق به فرد را ترویج میکنند.
8- جامعه (Society)
دفتر کل آسیبهای مرکز فناوری انسانی مجموعهای در حال پیشرفت است که در حال بررسی تأثیرات منفی فناوری دیجیتال بر جامعه است، موضوعاتی مانند روابط، سلامت روان و دموکراسی. طراحانی که حواسشان به جامعه است، تأثیر کار خود را بر اقتصاد جهانی، جوامع، سیاست و سلامت در نظر می گیرند.
اخلاق به عنوان یک مزاحمت
در حالت ایدهآل، در هر پروژهی طراحی، ما باید تأثیر بالقوهی تصمیمها بر تمام زمینههای پروژه را ارزیابی کرده و اقداماتی را برای جلوگیری از آسیب انجام دهیم. با این حال، دلایل قانونی و قابلدرک بسیاری وجود دارند که چرا ما اغلب از انجام این کارها غفلت میکنیم. داشتن اصول اخلاقی آسان است، اما در دنیای واقعی، با محدودیتهایی که زندگی روزمره بر ما تحمیل میکند، لزوماً عمل کردن بر اساس آن اصول آسان نیست.
ممکن است بگوییم که در حال حاضر زمان یا بودجه برای در نظر گرفتن همه پیامدهای اخلاقی کارمان وجود ندارد یا نگرانیهای بیشتری با اولویت بالاتر وجود دارند. ممکن است واقعاً باور کنیم که این فقط یک مسئلهی کوچک است، چیزی که شاید بعداً باید به آن رسیدگی کرد و ... و در اغلب موارد ما از عواقب احتمالی کار خود بیخبر هستیم.
وقتی زمان کم است، یا در گرماگرم نزدیک شدن به ضربالاجلها هستیم و ذینفعان بیحوصله و ...، چگونه در روند طراحی بر طراحی اخلاقی متمرکز بمانیم؟
اصلا از کجا باید شروع کنیم؟
اخلاق را به عنوان یک رویهی ساختاری و چارچوبدار قرار دهید.
ما باید روشهایی را پیدا کنیم که اخلاق را به یک اندیشهی عملی در حین کار تبدیل کند، نه یک چیز جداگانه، بلکه چیزی که آنقدر در فرآیند ما ریشهدار است که انجام ندادن آن به معنای انجام ندادن کامل روند طراحی است. تنها راه غلبه بر «مزاحمت» آن، تمرین روزانه طراحی اخلاقی است: به گونهای که اخلاق به صورت ساختاری؛ در کار، فرایندها و ابزارهای روزانه ما بهعنوان طراح، ادغام شود. زیرا:
- با به کارگیری اصول اخلاقیِ ساختارمند در فرآیند طراحی، میتوانیم در مراحل اولیه احتمال اشتباه و سوءاستفاده را شناسایی و خنثی کنیم.
- ما کیفیت طراحی خود را افزایش میدهیم فقط به این دلیل که همه چیز را دقیقتر، آگاهانهتر و ساختارمندتر بررسی کنیم. مهمتر از همه این که استاندارد جدیدی برای طراحی ایجاد میکنیم:
- استانداردی که ما میتوانیم آن را به مشتریانمان بفروشیم: در اصل آنها استانداردهای هستند که از ابتدای کار در فرآیندهای طراحی اخلاقی و محصولات قابل تحویل اجرا و گنجانده شده بودند.
استانداردهایی که میتوان آنها را به دانشجویان طراحی آموزش داد تا نسلهای جدید طراحان برای همیشه نحوهی رعایت اصول اخلاقی را به خاطر داشته باشند.
چگونه طراحی اخلاقی روزانه را تمرین کنیم؟
چگونه مطمئن شویم که تصمیمات طراحی روزانه ما منجر به محصولی قابل استفاده و دسترسپذیر می شود. از حریم خصوصی و تمرکز (عدم اعتیاد آوری محصول و یا خدمت) افراد محافظت می کند. و هم برای جامعه و هم به نفع محیط زیست است؟
در ادامه به بیان چند روش می پردازیم:
1- ماموریت و ارزش های سازمان خود را بشناسید
با پیوند دادن طرحهای خود به مأموریت و ارزشهای شرکتهایی که در آنها کار میکنیم، میتوانیم بهطور ساختاری از مهارتهای طراحی خود به شیوهای استراتژیک و برای اهداف اخلاقی استفاده کنیم. ما میتوانیم شرکت را به چالش بکشیم تا واقعاً به وعدههایش عمل کند و از او در انجام ماموریتش حمایت کنیم. با این حال، این مستلزم آن است که شما از ارزش های شرکت آگاه باشید و آن ها را با ارزش های شخصی خود مقایسه کنید.
می توانید در مراحل اولیه، از یک هرم استراتژی برای ساختاردهی ماموریت و ارزش های مشتری و توافق بر سر عوامل موفقیت پروژه استفاده کنید.
2- فرضیات خود را پیگیری کنید
در طول فرآیند طراحی خود، برای هر تصمیمی که می گیریم، مفروضاتی داریم. با پیگیری ساختاری این مفروضات، هرگز محدودیتهای طراحی خود و خطرات احتمالی از نظر تأثیر (مضر) بر کاربران، پروژه، شرکت و جامعه را فراموش نخواهیم کرد.
به عنوان مثال:
- فرضیات خود را در مورد اهداف، محتوا و عملکردهای کاربر برای هر قسمت از برنامه یا محصول فهرست کنید.
- اگر در مورد ارزش برای کاربران نهایی یا صحت یک هدف کاربر کاملاً مطمئن نبودید، آن را به عنوان یک فرض علامت گذاری کنید.
- وقتی مطمئن نبودید که دادهها میتوانند در دسترس باشند، این را به عنوان یک فرض داده (امکانسنجی) علامتگذاری کنید.
- اگر مطمئن نبودید که آیا یک ویژگی به تجارت ارزشی اضافه میکند، آن را به عنوان یک فرض محدوده علامتگذاری کنید.
هر هفته، مفروضات خود را با کاربران نهایی و ذینفعان تجاری از طریق آزمایشهای کاربر آزمایش کنید. هر تکرار طراحی منجر به سؤالات و فرضیات جدیدی می شود که هفته بعد مورد آزمایش قرار می گیرند.
3- هدف پیدا کردن خطاهاست
در حالی که مفروضات ما ناشناختههای شناختهشده هستند، همیشه ناشناختههای ناشناختهای وجود دارد که ما از آنها آگاه نیستیم؛ اما می تواند تاثیر بزرگی بر کیفیت کار ما داشته باشد. تنها راهی که میتوانیم آنها را شناسایی کنیم، استفاده از اصل علمی ابطالپذیری است: تلاش فعالانه برای اثبات اشتباه بودن. فقط افرادی از بیرون گود می توانند به ما اشاره کنند که چه چیزی را به عنوان فرد یا تیم در نظر نگرفتهایم.
به طور مثال: در تستهای هفتگی بررسی کاربر، کارگران کارخانه و ذینفعان با زمینه های مختلف، از بخشهای مختلف، در شناخت مواردی که می توانند اسباب خطا و شکست شوند، بسیار کمک کننده هستند.
4- از قدرت چک لیستها استفاده کنید
بیایید صادق باشیم: ما فراموش میکنیم. (بدون مرور خطوط بالا، میتوانید موارد تمرینی اخلاق طراحی را نام ببرید؟!) اینجاست که چکلیستها به ما کمک میکنند: آنها دانش و اطلاعاتی را ارائه میکنند، که ما مجبور نیستیم آن را در حافظهمان نگهداری و پردازش کنیم.
چک لیستهای ساده و در عین حال قدرتمند طراحی اخلاقی ابزاری ضروری برای تمرین طراحی اخلاقی روزانه است.
به عنوان مثال در پروژهای، ما از چک لیستها برای حفظ یک نمای کلی از سؤالات و مفروضات برای آزمایش کاربر استفاده کردیم، بررسی کردیم که آیا اصول طراحی خود را به درستی لحاظ کردهایم، و ارزیابی کردیم که آیا از ارزشهای مشتری، اصول طراحی و عوامل موفقیت توافق شده پیروی میکنیم یا خیر. با نگاهی به مسیری که آمدیم ما میتوانستیم در طول فاز مفهومی، فهرست حوزههای تمرکز برای طراحی اخلاقی و همچنین رویکرد ساختاریتری برای بررسی دستورالعملهای دسترسی را مرور کنیم.
چالش اصلی برای طراحی اخلاقی روزانه
بیشتر حوزههای طراحی اخلاق نسبتا ملموس هستند، جایی که تصمیمهای طراحی اثرات فوری و اغلب قابل مشاهده دارند. در حالی که قطعا به خودی خود چالش برانگیز هستند، ادغام آنها در تمرینات روزانه ما، به ویژه برای طراحان با تجربه، نسبتاً آسان است.
با این حال، جامعه و محیطزیست موضوعات ناملموستری هستند. اثرات کار ما در این زمینهها دور و نامشخص است. مثلا وقتی Airbnb برای اولین بار شکل گرفت، بنیانگذاران میزان تأثیر مخرب آن بر بازار مسکن و هتل داری را در نظر نگرفتند. همین امر در مورد اینستاگرام نیز صدق می کند، زیرا پیش بینی نقش آن در ایجاد تقاضا برای مد سریع باید سخت بوده باشد.
سخته ولی غیر ممکن نیست.
پس چگونه میتوانیم بر این چالش غلبه کنیم و تأثیری را که بر جامعه و محیطزیست میگذاریم سریعتر قابل مشاهده و بررسی کنیم؟
جلسات واقعیت تاریک برگزار کنید.
سقراط، فیلسوف یونان باستان، از یک سری سؤالات پشت سر هم (چرا) برای کشف تدریجی بی اعتباری باورهای مردم استفاده میکرد.
به روشی بسیار مشابه میتوانیم:
مفروضات و پیامدهای فاجعهبار بالقوه مفاهیم خود را در یک جلسه «واقعیت تاریک» کشف کنیم، شکلی از طراحی گمانه زنی (speculative design) که بر تست استرس ( stress-testing) یک مفهوم با سؤالات چالشبرانگیز تمرکز دارد. (تست استرس مفهومی است از زیر فشار زیاد گذاشتن یک سیستم نرم افزاری برای آزمایش آن)
ما باید از خود بپرسیم - یا حتی بهتر از آن، کسی خارج از تیم ما باید از ما بپرسد - سوالاتی مانند:
- طول عمر محصول شما چقدر است؟
- چه می شود اگر پایگاه کاربر میلیونها نفر باشد؟
- اثرات بلندمدت آن بر اقتصاد، جامعه و محیطزیست چیست؟
- چه کسی از طراحی شما سود می برد؟ چه کسی میبازد و ضرر میکند؟
- چه کسی مستثنی شده است؟ نادیده گرفته شده است؟
- و شاید مهمتر از همه، چگونه می توان از طرح شما سوءاستفاده کرد؟ و ...
برای سوالات بیشتر، آلن کوپر در سخنرانی اصلی خود در Interaction 18 فهرستی عالی ارائه کرد.
پرسش و پاسخ پشت سر هم در جلسه واقعیت تاریک به ما کمک می کند تا نقاط ضعف و پیامدهای بالقوه مفهوم خود را در نظر گرفته و شناسایی کنیم. از آنجایی که این یک تلاش گروهی است، منجر به بحث شده و تفاوتهای ارزشهای اخلاقی اعضای تیم را آشکار میکند. علاوه بر این، این جلسه به لیستی از سوالات و فرضیات جدید منجر می شود که باید مجددا با کاربران بالقوه و کارشناسان موضوع آزمایش شود.
جلسه واقعیت تاریک به بهترین وجه در طول قسمتهای همگرای double diamond قابل اجراست، زیرا این مرحلهای از طراحی است که در آن به ایدههای واقع گرایانه محدود می شویم.
داشتن یک پرسشگر از خارج از تیم با مهارتهای مصاحبه قوی و کسی که به راحتی هر پاسخی را نمیپذیرد، حیاتی است. و ابزارهای مفیدی برای کمک به ساختار جلسه وجود دارد، که در مقالههای آتی به آنها بیشتر میپردازیم.
برای رفتن به جلو یک قدم به عقب بردارید.
ما به عنوان طراح، ذاتاً خوشبین هستیم. ما دنیا را به عنوان مجموعهای از مشکلات میبینیم که اگر به اندازه کافی تلاش کنیم، میتوانیم آنها را به طور سیستماتیک و خلاقانه حل کنیم. ما قصد خوبی داریم با این حال، صرف داشتن نیت خوب کافی نیست.
طرز فکر ما (آدمیزاد) با مشکل نادیده گرفتن پیامدهای فاجعه بار بالقوه، به ویژه تحت فشار محدودیت های روزانه همراه است. به همین دلیل است که ما باید به طور منظم یک گام به عقب برداریم و تأثیر آینده کار خود را در نظر بگیریم.
من امیدوارم که طرز فکر عملی و ساختاری نسبت به اخلاق معرفی شده در این مقاله به ما کمک کند تا در مورد استاندارد بالاتری برای طراحی توافق کنیم.
منبع: https://alistapart.com/article/daily-ethical-design /