Racism and inequity are products of design
They can be redesigned

equityXdesign: بازطراحی تفکر طراحی
equityXdesign بهطور عمدی افرادی با تفاوتها و پیشزمینههای مختلف را گرد هم میآورد و زبانی مشترک برای ایجاد تغییرات سیستمی ایجاد میکند. این چارچوب همهی ما را بهعنوان طراح بازتصور میکند، با سوگیریهای ضمنیمان تنظیم میشود و مقیاس و تقویت هویت غالب را به حداقل میرساند. این چارچوب محافظها و نقاط بازبینی ایجاد میکند که تیمهای طراحی را به شناسایی مسائل از منظر برابری، ایدهپردازی دربارهی امکانات تحولآفرین و نمونهسازی و آزمایش این امکانات در محیطهایی با هزینه پایین، با وضوح کم، فراگیر و مشارکتی ترغیب میکند.
با هدایت روح اختراع فراگیر، این فرایند طراحان را درگیر هویتهای خود و هویتها و تجربیات همطراحانشان میکند تا نوآوری و اختراع مشترک و فراگیر را بپروراند. هنجار محوری — دیدن، دیده شدن، و پیشبینی کردن — بر سه باورِ پیششرطی که ما برای طراحی عادلانه ضروری میدانیم، اعمال میشود. این باورها ما را به پنج اصل طراحی هدایت میکنند که مسیر اقدامات ما را مشخص میکنند.

چارچوب equityXdesign
باور شماره ۱
یاد گرفتنِ دیدن: زمینهٔ تاریخی اهمیت دارد
علم تکامل به ما میگوید که سودمندترین ویژگیها زنده میمانند؛ ما وارث میراث ژنتیکی والدین، پدربزرگان و اجداد بزرگ خود هستیم. و میراث اجتماعی، این میراث ژنتیکی را تقلید میکند: ما ویژگیها و خصوصیات میراثهای امتیاز و سرکوب را به ارث میبریم.
ما باید هم «چه کسی بودیم» (خود تاریخیمان) و هم «چه کسی هستیم» (خود کنونیمان) را ببینیم. برای فهم زمان و مکانی که اکنون در آن قرار داریم، باید میراث به ارث رسیدهای را که پیرامون چیزی است که طراحی میکنیم، مکانی که در آن طراحی میکنیم و جامعهای که با آن طراحی میکنیم، درک کنیم.
باور شماره ۲
دیده شدن: شمول رادیکال (RADICAL INCLUSION)
چارچوب equityXdesign بهطور هدفمند ذینفعان متنوع را از نظر نژاد، نقش، جنسیت و وضعیت اقتصادی-اجتماعی گرد هم میآورد تا روابط بسازد و زمینهٔ شکلگیری جامعه را فراهم کند. شمول صرفاً به معنی نبود تبعیض نیست: شمول رادیکال فراتر میرود:
- موانعی که موجب حذف دیگران میشوند را شناسایی و حذف میکند؛
- افراد، داستانها و تجربههای متفاوت را به گفتگوهای نوآوری دعوت میکند؛
- فضاهایی ایجاد میکند که هر کس بتواند تمام وجود خود را بیاورد و بهطور برابر ارزشگذاری شود.
شمول رادیکال تنها به کاهش نفرت یا احترام به تفاوتها محدود نمیشود؛ بلکه دربارهٔ دوست داشتن واقعی دیگران است.
باور شماره ۳
پیشبینی: فرایند بهمثابه محصول
فرایند، محصول را شکل میدهد. برای طراحی بهمنظور عدالت، باید خود فرایند را بهصورت عادلانه طراحی کنیم. تمرین طراحی عادلانه مستلزم توجه به نحوهٔ تحقق عدالت است. روشهای طراحی فراگیر:
- صدای افراد حاشیهای را بلند میکنند،
- روابط میان تفاوتها را تقویت میکنند،
- جایگاهها را تغییر میدهند
- و دمکراسی ما را بازتوانی میکنند.
از آنجا که حذف دیگران به نابرابری دامن میزند، دیگر نمیتوانیم استدلال کنیم که زمان کافی برای مشارکت جامعه وجود ندارد. باید برای جادوی ارتباط انسانی، بهویژه میان تفاوتها، وقت بگذاریم.
این باورهای بنیادی و نمودهای آنها، ما را به اصول طراحی زیر هدایت میکنند:
اصل طراحی ۱: طراحی در حاشیهها (DESIGN AT THE MARGINS)
گفتگوی کنونی ما درباره نوآوری انحصاری است و تنها برای افراد قدرتمند و برخوردار از امتیازها قابل دسترسی است. این وضعیت، توانایی ذاتی خلاقانه و رهبری افراد حاشیهای را کاهش میدهد، تجربهٔ انسانهای بسیار پیچیده را نادیده میگیرد و اغلب منابع را به درمان علائم اختصاص میدهد در حالی که از علتهای ریشهای، پایدار و مقاوم غافل میماند.
نظم اجتماعی کنونی، افراد حاشیهای را برای تجربیاتشان مقصر میداند، بدون اینکه ساختارهای تاریخی سرکوبگر را شناسایی یا برای بازطراحی آنها تلاش کند. در equityXdesign، انتظار میرود که افراد برخوردار از امتیازها به صداهای حاشیهای اعتماد کنند و به آنها گوش دهند تا علتهای ریشهای نابرابری و شیوههای بروز آن را شناسایی کنند. این رویکرد، افراد حاشیهای را بهعنوان رهبران فرآیند طراحی و متخصصان تجربهٔ خود قرار میدهد و آنها را با فرایندی مجهز میکند تا مسائل خود را حل کنند.
طراحی در حاشیه به این معناست که افراد برخوردار (privileged) از امتیازها برای کسانی که تحت سرکوب قرار دارند، راهحل ارائه نمیکنند؛ بلکه در یک جامعه واقعی، هم افراد برخوردار از امتیازها و هم افراد حاشیهای، مسئولیت جمعی و راهکارهای نوآورانه برای حل مشکلات پیچیده و حلنشده ما ایجاد میکنند.
حتی استفاده از واژهٔ «حاشیهای» (marginalized) از نظر زبانشناسی همراستا با کنار گذاشتن و تبعیض نسبت به افراد است. تعریف یک گروه صرفاً بر اساس رابطهٔ آنها با فرهنگ غالب، مشکلی است که همچنان ادامه دارد.
اصل طراحی ۲: با خودتان شروع کنید
هویتهای ما (نژاد، جنسیت، تربیت، موقعیت اجتماعی، زبان مادری و غیره) لنزی هستند که از طریق آن جهان را میبینیم و درک میکنیم. هنگام مشارکت در طراحی، باید نسبت به این لنز آگاه باشیم. وقتی برای دیگران طراحی میکنیم بدون اینکه تأثیر داستانها و تاریخچههای آنها را درک کنیم، درک ما به سمت سرپرستیگرایی (پدرسالاری) (paternalism) منحرف میشود. وقتی برای دیگران طراحی میکنیم بدون اینکه سوگیریهای خودمان را در نظر بگیریم، درک ما به سمت کلیشهها کشیده میشود. باید آگاهی خود از هویتهایمان و چگونگی تأثیر سوگیری بر افکار، انتخابها، نتایج و فرضیاتمان را افزایش دهیم تا بتوانیم واقعاً با دیگران بهصورت مشارکتی خلق کنیم.
اصل طراحی ۳: قدرت را واگذار کنید (CEDE POWER)
برابری نیازمند روحیهای غیرخشونتآمیز، عملگرایانه و مبتنی بر خلق و نوآوری مشترک است و این مستلزم وارونهسازی ساختارهای قدرت سنتی است. تخصص را نمیتوان صرفاً با مدارک تحصیلی سنجید و دوتایی «طراح/کاربر نهایی» دیگر مفید نیست. باید دینامیکهای قدرتی را که باعث میشوند برخی آرا ارزش بیشتری نسبت به دیگران داشته باشند، به رسمیت بشناسیم. طراحی برابر مستلزم آن است که روشها تغییر و تحول یابند:
- نقشها دوباره تعریف شوند،
- شیوههای دانشآفرینی ارزشیابی شوند
- و روشهای رسیدن به تصمیم بازبینی شوند.
ما این احتمال را میپذیریم که واگذاری قدرت ممکن است دیدگاه سلطهگرایانه از قدرت را تقویت کند، به این معنا که بیشتر برای تو، کمتر برای من باشد؛ اما این درست نیست. ما معتقدیم که قدرت مشترک به نفع همه است و نیازی به افزایش تعداد افراد ناتوان ندارد. با این حال، این کار همچنان مستلزم آن است که هر یک از ما که به نحوی قدرت داریم، به طور عمیق نسبت به میراث و محل قدرت خود سوال کنیم و در صورت لزوم آن را واگذار کنیم.
اصل طراحی ۴: نامرئی را قابل مشاهده کنید
روابط بین افراد و مسائل اغلب تحت تأثیر مجموعهای از هورستیکها (روشها و تکنیکهایی که اجازه میدهند مسائل با سرعت، چابکی و صرفهجویی حل شوند) قرار دارند. با این حال، این الگوهای پیشفرض میتوانند مفروضات تبعیضآمیز و شیوههای جانبدارانه را تداوم ببخشند و به شکل تعصبهای ضمنی، دینامیکهای قدرت و شیوههای سلطهگرایانهای ظاهر شوند که روابط با افراد در سازمانها، مدارس و دولتها را هدایت میکنند. با قابل مشاهده کردن این روابط، میتوانیم تأثیر آنها را ارزیابی کنیم و فضایی برای تأمل و اصلاح ایجاد کنیم.
اصل طراحی ۵: با آینده سخن بگویید
از آنجا که واقعیت عادلانه تاکنون وجود نداشته است، نمیتوانیم به گذشته نگاه کنیم تا یاد بگیریم چگونه آیندهای عادلانه بسازیم. بدون راهنما، باید این واقعیت را به وجود بیاوریم. برای نوشتن داستانی متفاوت، باید از زبان متفاوتی استفاده کنیم و گفتمان فعلی خود را جایگزین کنیم.
یوجین اوبانکس، رالف پریش و دیان اسمیت در مقالهی «تغییر گفتمان در مدارس» در کتاب «نژاد، قومیت و چندفرهنگی: سیاست و عمل» چارچوبی معرفی کردند (گفتمان ۱ در مقابل گفتمان ۲) که ما برای هدایت کار خود از آن استفاده میکنیم.
- گفتمان ۱، گفتمان فعلی و سلطهگرای ما است — زبانی که معمولاً برای صحبت درباره، پرسش و برنامهریزی برای اصلاحات استفاده میشود. این گفتوگو از وضعیت موجود حمایت میکند و آن را حفظ مینماید، بدون آنکه ظاهراً در برابر درخواستهای بیرونی برای بهبود پاسخگو نباشد.
- گفتمان ۲، گفتمان تحول است — زبانی که بیشتر درباره شرایط و روابط نابرابر، ناعادلانه، ناکارآمد و دارای پیشداوری صحبت میکند. این گفتمان فضایی برای ابهام، تغییر و فرصت مشارکت در ساختاری هدفمند ایجاد میکند.
زبان و گفتمان قدرتی دارد که اغلب نادیده گرفته میشود: توانایی تأثیرگذاری و کنترل ایدهها، باورها، رفتارها و در نهایت فرهنگ. وقتی متوجه میشویم چگونه هژمونی در فهم مفهومی ما از مشکلات تسلط دارد و چگونه این مشکلات بر افرادی که متفاوتاند تأثیر میگذارد، فرصتی قدرتمند برای دیدن «خودهای تاریخی» کاربران نهایی و چگونگی تجلی آنها در زمان حال به دست میآوریم.
زمانی که کنترل زبان خود را در دست میگیریم و به آینده سخن میگوییم، زمینه را برای خلق چیزی نو — به صورت جمعی — آماده میکنیم.

EQUITYXDESIGN در عمل
ما معتقدیم تغییر از تقاطع عدالت، طراحی و همکاری حاصل خواهد شد. هیچ توهمی نداریم که گروهی انحصاری از افراد قادر به خلق ابزارهایی هستند که جامعه برای برچیدن نابرابریهای سیستماتیک به آن نیاز دارد. امید ما ایجاد شبکهای از همکاران، مخترعان و طراحانی است که عدالت را در اولویت قرار میدهند. در این اتصالات و نقاط فرصت، فضایی ایجاد میشود که شمول رادیکال، انسانیت فردی و جمعی ما را تقویت میکند.
روشها و سازوکارهای زیر، تعدیلاتی هستند که برای فرایند طراحی در مراحل عملی نوآوری ایجاد شدهاند. این روشها در حال حاضر در مرحله آزمایشی و پایلوت توسعه قرار دارند:
همدلی تحولآفرین (Transformational Empathy)
حالت ۱: نقشههای فراهمدلی (Meta-Empathy Maps)
فرایند تفکر طراحی با همدلی آغاز میشود تا درک عمیقی از تجربه دیگران شکل گیرد. در equityXdesign، همدلی به ابزاری تبدیل میشود که به افراد کمک میکند تشخیص دهند چگونه سوگیریهای ضمنی و هویت شخصی میتواند درک آنها از دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. در مرکز همدلی تحولآفرین، شنیدن برای درک کردن قرار دارد و در عین حال درک چگونگی شنیدن خود ما نیز مدنظر است. از طریق استفاده از نقشه همدلی تعدیلشده و سه پرسش اساسی همدلی، این آگاهی شکل میگیرد و ترکیب تجربه همدلی تسهیل میشود.
- فردی: هویت من چگونه بر درکم از تجربیات کاربرم تأثیر میگذارد؟
- سازمانی/نهادی: چه رسوم و شیوههای مهمی در تجربه کاربر من نقش دارند؟
- ساختاری: این رسوم و شیوهها چگونه با هم کار میکنند تا کاربر را شامل یا محروم کنند؟
حالت ۲: مشاهده و تأمل (Notice and Reflect)
اضافه کردن حالتهای جدید به فرایند تفکر طراحی، راههای بیشتری برای ارتباط با دیگران در مرحله همدلی آشکار کرد — مشاهده و تأمل. جوهره این حالتها در یک فعالیت پیش از همدلی با عنوان بازتاب هویت (pre-empathy identity reflection) جمعبندی میشود، که از افراد میخواهد با بیان برخی از ارزشهای اصلی خود که از قلبشان سرچشمه میگیرد، شروع کنند و سپس هویت خود را تعریف کنند.
پس از آن، افراد تأمل میکنند که در آن لحظه چه احساسی دارند، چه سوگیریهایی ممکن است فعال باشند و در نهایت، هر مشاهدهای که این فرایند تأمل درباره کار همدلی پیشرو ایجاد کرده است را ثبت میکنند.

این سازگارسازی توسط دیوید کلیفورد، طراح ارشد تجربه یادگیری در آزمایشگاه K12 دانشکده d.School استنفورد ایجاد شده است. دیوید، که یک مربی با تجربه، استاد صنعتگر و سالها فعال در حوزه عدالت و طراحی است، با آزمایشگاه K12 استنفورد همکاری میکند تا تقاطع آگاهی از عدالت (equity consciousness) و آگاهی طراحی (design consciousness) را هم با ما و هم با پروژه ملی عدالت (National Equity Project) بررسی کند.
وقفههای عدالت (Equity Pauses)
حس فوریت میتواند استراتژیهای هژمونیک را پنهان کند. گفتار رایج ما درباره فوریت و «کسبوکار همیشگی» زمان کمی برای تأمل باقی میگذارد؛ سرعت زندگی ما آگاهی ما را تحتالشعاع قرار میدهد. وقفههای استراتژیک عدالت مانند توقف زمان عمل میکنند تا درباره زبان، ایدهها و شهودهای خود در چارچوب گفتار تحولآفرین تأمل کنیم. بدون این لحظه تفکر، ذهن ما به سمت آشنا و شناختهشده بازمیگردد و احتمال تکرار رفتارهای گذشته افزایش مییابد. با گنجاندن این بررسیها و وقفهها پس از هر مرحله، اطمینان حاصل میکنیم که ایدههای ما همچنان در مسیر تحقق عدالت باقی بمانند.
بارش فکری و کارتهای تحول (Brainstorming and Transformation Cards)
یکی از قوانین بنیادی بارش فکری این است که باید بر ایدههای دیگران بنا کنیم. الکس اُسبورن، که بهعنوان بنیانگذار بارش فکری کلاسیک شناخته میشود، چکلیستی ایجاد کرد که میتواند به بازآفرینی ایدههای موجود کمک کند؛ این چکلیست کاربران را تشویق میکند تا ایدهها را تغییر، بازچینی، جایگزینی و بزرگنمایی کنند. ما بر اساس این محرکهای اصلی، مجموعهای از تحولات عدالتمحور (equity transformations) ساختهایم که از کاربران میخواهد بیشتر به حاشیه حرکت کنند، گفتار خود را تعدیل کنند و قدرت را وارونه کنند.
تعریف و حل درست مسائل به روش درست (Defining and Solving the Right Problems in the Right Way)
پذیرش دیدگاههای دیگران از طریق چشمانداز (لنزهای) عدالت (equity lens) مستلزم شناخت نحوهی تأثیر امتیاز و ستم است؛ اینکه چگونه برخی افراد را شامل و برخی دیگر را مستثنی میکند. فرم زیر نیازهای یک فرد را در مقابل موانع اجتماعی و محدودیتهای نهادی قرار میدهد:
یک فرد به راهی نیاز دارد تا (نیازهای دیگری را مطرح کند) زیرا (ارزشها، باورها و اخلاقیات فرد را مطرح کند). به طور شگفتآوری، (واقعیتی را بیان کند که نشان دهنده قصد برآورده کردن نیاز باشد) اما (یک بازدارنده نهادی یا مانع اجتماعی را مطرح کند).
نوآوری با چشمانداز عدالت مستلزم آن است که تیمها پرریسکترین فرضیات خود را درباره درک و شناخت دیگران شناسایی و آزمایش کنند. فرضیات پرریسک بدون چشمانداز عدالت، فرضیات نژادپرستانه محسوب میشوند. این امر بهویژه هنگام طراحی برای در حاشیه صادق است. از آنجا که سوگیریهای ضمنی ما چارچوب فرضیات ما درباره خود و دیگران، تجربههای آنها و بهترین راهحلها برای مشکلاتشان را شکل میدهد، آگاهی از سوگیریها در این مرحله برای بازگرداندن نوآوری از منظر سلطه ضروری است.
ابزاری فنی برای کار اخلاقی (A Technical Tool for Moral Work)
بهعنوان یک فرهنگ، در حال حاضر شجاعت، اراده و مهارت محدودی برای صحبت صریح درباره نژاد و نابرابری داریم. گفتمان کنونی درباره عدالت (equity) معمولاً در یکی از دو انتهای متضاد قرار دارد: اخلاق و استدلال خطی و منطقی.
اخلاق (Morality):
این نوع گفتمان تحت تأثیر احساسات ما شکل میگیرد و درجهی خوبی یا بدی را مورد بحث و ارزیابی قرار میدهد. ما دربارهی افراد خوب و بد صحبت میکنیم، دربارهی ریزتحقیرها (microaggressions) میآموزیم و دربارهی مسئولیت اخلاقی خود برای بهتر شدن تأمل میکنیم. این گفتمان افراد باانگیزه و درگیر را ترغیب میکند تا نسبت به روابط، زبان و هنجارهای فرهنگی مفروض همچنان انتقادی باقی بمانند، اما افراد بدون مهارت یا اراده برای مشارکت را بیگانه میکند.
استدلال خطی و منطق (Linear reasoning and logic):
این گفتمان فنی ترجیح میدهد عدالت را به صورت کمّی بررسی کند و آن را به اعداد، استراتژی و صرفاً نتایج محدود میسازد. چنین گفتگویی فضای کمی برای تجربه واقعی افراد باقی میگذارد — برای معنای واقعی، جادو، شگفتی و امکان تغییر.
گفتمان عدالت کنونی ما یا یک گفتوگوی اخلاقی است یا یک گفتوگوی فنی. بهندرت هر دو همزمان رخ میدهند.
کار پیچیدهی دستیابی به عدالت نیازمند گفتوگویی جسورانه و پیچیده است که بتواند هر دو رویکرد اخلاقی و فنی را در تفکر، عمل و طراحی در بر گیرد. این ادغام نیازمند ابزارهایی است که سر و قلب را با هم پیوند دهند و به مجموعهای متنوع از اندیشمندان — از تکنولوژیستها گرفته تا مدافعان آزادی و همهی کسانی که در این بین قرار دارند — امکان دهند تا در مسیر آشتی و بازسازی طراحی و خلق کنند.
عدالت — مجموع یکپارچهی اقدامات فراگیر که سیستمهای سرکوب را مسدود، تهدید و تخریب میکنند و همزمان صداهای گروههای محروم و تحت تأثیر را تقویت، اولویتبندی و ترویج میکنند — کار زمان ماست. این مسیر نیازمند ارتقا، بازطراحی و بازآموزی مجموعه ابزارهای موجود ماست تا بتواند پاسخگوی این نیاز فوری باشد.
بهقول مارتین لوتر کینگ جونیور، کار در راستای تفاوتها و با اولویت دادن به صداها و دیدگاههای گروههای تحت تأثیر «کمان اخلاقی جهان را به سمت عدالت خم میکند.»
البته که ما همهی پاسخها را نداریم، اما متعهد به حل این مسئله هستیم. ما باور داریم که فرایندهای منضبط که تحول ما و ابداعات ما را حمایت میکنند، ما را در مسیر تحقق رویای (برای همهی مردم) نگه میدارند.
پایان.
نژادپرستی و نابرابری محصول طراحی هستند. می توان آنها را دوباره طراحی کرد. بخش اول
مقالات مرتبط:
- طراحی در خدمت برابری: تحلیل فرآیند equityXdesign برای طراحان و سازمانها
- چگونه طراحی، ما را طراحی میکند | بخش دوم: طراحی فعالسازی شناختی
- روز جهانی طراحی صنعتی 2025: طراحی اخلاقی برای دنیای امروز
- طراحی یک امر سیاسی است
- تشویق طراحان و توسعهدهندگان کسبوکارها برای طراحی بر پایهی ارزشهای انسانی
بازاندیشی در طراحی انسانیمحور: از همدلی تا عدالت سیستمی - بخش اول








